


ارسال توسط عزیزان مصطفی . علی و امین ولدخانی



ارسال توسط عزیزان مصطفی . علی و امین ولدخانی






ارسال توسط عزیزان مصطفی . علی و امین ولدخانی




۶
مرحوم حاج عزت قلیچ خانی
پدر گرامی پهلوان کشتی عزیزمان غلامرضاقلیچ خانی
| تپه جوشقان | |
|---|---|
| نام | تپه جوشقان |
| کشور | |
| استان | استان مرکزی |
| شهرستان | شهرستان ساوه |
| اطلاعات اثر | |
| کاربری | تپه |
| دیرینگی | دوران پیش از تاریخ ایران باستان |
| دورهٔ ساخت اثر | دوران پیش از تاریخ ایران باستان ،دوره ساسانیان |
| اطلاعات ثبتی | |
| شمارهٔ ثبت | ۱۲۱۳ |
| تاریخ ثبت ملی | ۱۰ آذر ۱۳۵۴ |
تپه جوشقان مربوط به دوران پیش از تاریخ ایران باستان – دوره ساسانیان است و در شهرستان ساوه، شمال غرب نوبران واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۰ آذر ۱۳۵۴ با شمارهٔ ثبت ۱۲۱۳ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسید.
نار خبر گزارش می دهد :
[Forwarded from Narkhabar |ساوه]

🇮🇷جوشقان شهیدپرور همچنان در مسیر انقلاب
راهپیمایی ۲۲بهمن در برف ❄️
عکس ارسالی از آقای شریعت بهادری
باخبر باش👇
https://telegram.me/joinchat/AAAAADuo0ruJKr2OE6trMQ
[Forwarded from Narkhabar |ساوه]

😍❄️تصویر زیبای روز برفی و طلوع خورشید در روستای جوشقان ساوه که کاربران سایت استقبال کردند⛅️
عکس ازآقای شریعت بهادری
باخبر باش👇
https://telegram.me/joinchat/AAAAADuo0ruJKr2OE6trMQ
تصاویر توسط عزیزان رضا . مصطفی و امین ولدخانی


تصویر فتح الله شریعت فرزند مرحوم احمد شریعت که در سال ۱۳۵۵ بعد از پایان خدمت سزبازی و گرفتن کارت خاتمه خدمت در شهر خرمشهر و خارج شدن از پادگان هیچ اثر و نشانه ای از او تا کنون به دست نیامد و به جوشقان نرسید .
یادش گرامی باد
https://t.me/joshghan3/10633
ای در دلم نشسته بی تو کجا گریزم
بستی تو دست و پایم بی تو کجا گریزم
با دست و پای بسته نای سفر ندارم
من ساعلم بگو تا بی تو کجا گریزم
زین باغ و بر هستی خود بوستان هستی
خاری زباغ و برم بی گل کجا گریزم
تو بحری و تو دریا تو کل آبهایی
من قطره ای ضعیفم بی تو کجا گریزم
توکل کائناتی توکل کهکشانی
من ذره ای حقیرم بی کل کجا گریزم
تو کل اولیایی تو کل اغنیایی
جز اولیا و اغنا بی تو کجاگریزم
گویم تو کل علمی گویند کل دنیا
بی علم و غیر دنیا خود گو کجا گریزم
تو هرچه بود هستی,توهرچه هست هستی
ای بود وهست عالم بی تو کجا گریزم
الهم عجل لولیک الفرج
محمد رضا ملکی

مرحوم حاج علی اکبر ولدخانی
یاد آن روزگارها یاد باد (نوشته ارسالی آقای محمد……) بخش دوم
با سلام رسیده بودیم به نجاری مرد علی کنار خانه مرحوم مردعلی خانه مرد بزرگی بود که کارش ابادانی ده بود ابادانی یعنی اب این خانه ،
خانه مرحوم ابولفضل بادروزه معروف بود به مقنی که اکثر قنات های روستا اورا می شناسند مردی بود بی ریا وزحمت کش .کمی انطرفتر اسیاب مرحوم خانعلی بود مردی بسیار شوخ طبع که مردم گندم ها را در انجا اسیاب میکردند که واقعا چه بوی خوبی داشت.
پشت مسجد زنی بود هنرمند زرنگ، وباسلیقه مشهدی ضیا بیگم خدا بیامرز را می گویم که در ده مردم، مشدصدایش میکردند وشوهری داشت به نام حسین قلی که آنمرحوم دائم شعرهای تلیم خان را میخواند مشد رشته میبرید،قالی میبافت،شکسته بندی میکرد ،قابله ای میکرد خلاصه همه فن حریف بود شدای تق تق رشته بریدنش را هنوز میشنوم.
دران زمان خانم های روستا گندم را می شستند بعد گندم شسته را می کوبیدند مقداری را با شیر می پختند که سوت یارما میگفتند ومقداری را با دوغ که ایران یارما می گفتند وبعد از پخته شدن روی جاجیم ها می ریختند که خشک شود وچه ته دیگ خوش مزه ای داشت که واقعا حسرت کمی از ان ته دیگ هارا می خوریم هرکسی خورده باشد میداند که چه میگویم .
رشته ها را که می بریدند روی طناب آویزان می کردندتا خشک شود بعد از خشک شدن داخل سطل های حلبی می ریختند ودر تنور میگذاشتند تا برشته شود وسوغاتی که به تهران می آوردند همین ها بود به اضافه باسلق ،قاووت ،سنجد ،مویز.
حرف از جاجیم افتاد یادی کنیم از مشهدی حلیمه همسر مشهدی رفیع که خدابیامرز جاجیم بافی هم می کرد.
تاقسمت بعد بدرود
سگ گرفتار نجات یافت :
.

سگی امروز از ساعت ۶ صبح در روستای جوشقان با سر کردن در سطلی دچار مشکل شد بعد از ۶ ساعت توسط علی ولدخانی نجات یافت .
https://telegram.me/setareganjoshgh
خبرگزاری صداوسیما-مرکزی (اراک)

🔴 سگ بازیگوش در روستای جوشقان ساوه چند ساعتی را در این وضعیت گذراند تا بدست یکی از اهالی نجات پیدا کرد
https://t.me/joinchat/C-zcy0Fj1E1SJCi1-qTIsA
یاد باد آن روزگارها یاد باد ( نوشته ارسالی آقای محمد…..)
واقعا یاد اون روزهای ده بخیر از هرکوچه واز هر نقطه که گذر می کنی یاد گذشته می افتی از اول ده که حساب کنی مرحوم حسین اهنگر مردی با صفا که اگه مردم کار جوشکاری یا لوله کشی داشتند بدون هیچ چشم داشتی انجام می داد
مدرسه با دانش آموزهایی که ازروستاهای مجاور بودند.
ازچهار راه که به سمت مخابرات راهی نبود مابین آن دره ای بود وبالای دره خرمنگاه مردم که بهار زمین خرمنگاه را صاف کرده وبرای فصل درو اماده می کردند وچه صدای خوبی داشت صدای جنجل که تبدیل شده به خرمن کوب
درمغازه مرحوم مشهدی محمد که بعداز ظهرها پیر مردها جمع می شدند واز خاطراتشان می گفتند وچه بووعطر خوشی از این مغازه می آمد که مانندش را تا به حال ندیده ام پایین تر از انجا معروف به دولایی سکینه بانو بود که در ایوان خود نشسته وغروبها چای میل میکردند آنهم با چه ذوقی کمی آن طرفتر سلمانی مرحوم مشهدی ابراهیم بود یادم هست یک بار برای اصلاح رفته بودم (اصلاح که میگم منظورم کچل کردنه) بعد اصلاح یه پنج تومانی دادم .
برسیم کنار مسجد وآن دروازه معروف که دروازه بزرگ می گفتند که گروه ملک لو ها تو اون کوچه بودن وبعداز آمدن گله گوسفند از صحرا دروازه را می بستند. روبروی دروازه خانه بالا زینب خانم زنی بسیار مهربان وباسلیقه بود کنار آنجا نجاری آقا مرد علی بود که صبح تا شب مشغول کار با چوب وتیز کردن اره مردم بود فعلا تا اینجا بسنده می کنیم تا قسمت بعد به امید خدا.
در ضمن واقعا باید از آقای شریعت به خاطر حسن نیت وسلیقه خوبشان که با این کار فرهنگی مارا به یاد گذشتگانمان می اندازد تقدیر وتشکر نمود. (محمد)

مرحوم کربلایی عبدالله قلیچ خانی
پدر گرامی مرحوم حاج محمود محمودی فر
ارسال توسط عزیزمان حاج حسین محمودی فر

از سمت راست حاج نور علی ولدخانی مرحومحاج فتحعلی قلیچ خانی مرحومحاجعلی اقا ولدخانی مرحومکربلایی سلیمان ولد خانی مرحوم اسماعیل علی ولدخانی مرحوم رمضانعلی ولدخانی
ارسال توسط خانم م . قلیچ خانی

تصاویر روستای برفی جوشقان
در دو روز گذشته
ارسالی عزیزمان رضا طاهری