خاطرات سرباز نوشته محمدشریعت بهادری(روزنامه همشهری سال ۸۵)

سه شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۸۵

 

sdarkmagenta

 

 

خاطرات یک سرباز

نوشته : محمدشریعت بهادری

پیش به سوی «خشایار» 
در دوره خدمت سربازی یک روز فرمانده ما مسابقه ای بین بچه ها گذاشت و اعلام کرد همه باید بدوند و هر کس زودتر برسد سوار خشایار می شود و با دست خود به سمت روبرو اشاره کرد.
بلافاصله شروع کردیم به دویدن و بعد از مدتی که از بقیه جلوتر بودم به سربازی رسیدم که سر میدان ایستاده بود. با خوشحالی روی شانه های او پریدم و او هم چند قدمی جلو رفت بعد که فرمانده و سایر سربازان رسیدند و با عصبانیت فرمانده و خنده شدید بچه ها روبه رو شدم فهمیدم خشایار نام تانک نظامی است که سوار شدن آن جایزه مسابقه بوده. حالا از یک طرف می خواستم از آن سرباز عذرخواهی کنم و از یک طرف هم خودم خنده ام گرفته بود.

دیدگاه خود را به ما بگویید.