ستارگان درخشان شهدای گرانقدر مهرماه جوشقان ساوه

 

 

 

 

یاد وخاطره ستارگان درخشان شهدای گرانقدر مهر ماه جوشقان ساوه را گرامی می داریم .

 

۱ – شهید گرانقدر نعمت اله ظاهری

 

OLYMPUS DIGITAL CAMERA

۲ دیدگاه نوشته شده است! می توانید دیدگاه خود را بنویسید

  1. reza fazli گفت:

    بسم رب الشهدا و الصدیقین

    می خواست تا پرواز را پرها بفهمند!…

    پَر زد که رازش را کبوترها بفهمند!…

    انواع زخم از تیر و ترکش را به تن دوخت

    شاید مدالش را دلاورها بفهمند!…

    برگشت؛ امّا با لباسی پاره در خون

    پیراهنش را نابرادرها بفهمند!…

    فرزند را مادر لباس رزم تن کرد

    این قصه را امروز مادرها بفهمند!…

    دیگر نیازی نیست پیش استخوانت

    شعر مرا این سخت باورها بفهمند!…

    اروند آغوشش به خون آغشته گردید

    میخانه را این گونه ساغرها بفهمند!…

    دیروز خونت ریخت تا اکنون بهای

    هر قطره را هر سطر دفترها بفهمند!…

    سرسبز می مانی میان باغ ها تا

    نام تو را سرو و صنوبرها بفهمند!…

    امروز نامت را به یک کوچه نهادند

    تا بزدلان – از هیچ کمترها- بفهمند!…

  2. reza fazli گفت:

    تقدیم به همه ی همسران شهدا با تقدیم احترام
    (زبانحال همسری با شوهر شهیدش)

    از تو می گفتند یارانت؛چنین افتاده است!…

    مثل یک انگشتری را که نگین افتاده است!

    آه؛ خوشحالم که دستم بین دستان تو بود

    دست هایی را که بعداً روی مین افتاده است

    با تنت، خمپاره و راکت چه ها کرده است که

    هم لباست سوخته، هم آستین افتاده است؟!

    مطمئنم باز در هنگامه ی جان دادنت

    بر لب پروردگارت”آفرین!” افتاده است

    سال ها رفته است؛عکس تو جوان مانده است و من

    آه؛ از پیشانی ام تا چانه چین افتاده است

    این وصیت نامه از دلتنگی ام کم می کند

    حرف هایی را که عمری بر زمین افتاده است

    مثل حُر در لحظه های واپسین برگشته ام

    در دل کافر به یک اعجاز دین افتاده است

    من تو را از دست دادم؟!…نه!به دست آورده ام!

    از تو در دامان “ایمانم”،” یقین” افتاده است!

دیدگاه خود را به ما بگویید.