مصاحبه مجله هفت نگاه با علی ملک لو (هنرمندی ازخطه پرافتخار جوشقان ساوه)

شما در زمینه بازرگانی و تجارت چهره موفقی هستید و اقدامات انسان دوستانه ای مثل تأسیس باشگاه فوتبال صنایع دفاع انجام داده اید. چه شد که در میان این مشغله ها به موسیقی نیز پرداخته اید و اخیراً به صورت جدی وارد عرصه خوانندگی هم شده اید؟ 

 

همیشه به موسیقی و خوانندگی علاقه داشته ام چون خداوند صدای خوبی به من داده و پیش هر کسی هم که خوانده ام همیشه من را تشویق کرده اند که خوانندگی را به صورت جدی دنبال کنم. خواندن را با قرائت قرآن شروع کردم و همیشه صوت بالایی داشته ام و به تجویدها تسلط کامل دارم.

 

قرائت قرآن را از چه سنی آغاز کردید؟

 

از ۱۲ سالگی. آن موقع در هیأت ها و مراسم مذهبی مختلف می خواندم. در قم، ، عبدالعظیم و جاهای مختلف می رفتم و می خواندم و رفته رفته به خوانندگی علاقه پیدا کردم.

 

آن زمانی که به خوانندگی علاقه پیدا کردید هیچ وقت پیش نیامد که قطعه ای را به صورت حرفه ای برای خود تهیه و ضبط کنید؟

 

نه. چون امکان مالی اش را نداشتم. خانواده ام هم زیاد از اینکه بخواهم خواننده شوم استقبال نمی کرد. خودم هم بیشتر به دنبال فوتبال بودم و در باشگاه استقلال بازی می کردم.

 

 

از چه سنی به فوتبال علاقه مند شدید و فعالیتتان در باشگاه در باشگاه استقلال به چه شکلی بود؟

 

از ۸ سالگی فوتبال را شروع کردم. در ۱۴ سالگی به باشگاه نوجوانان استقلال رفتم. آن موقع مربی مان رایکف بود.

 

 

چه شد که اخیراً به صورت جدی تری وارد عرصه موسیقی شدید؟

 

من ساز گیتار را از ۲۰ سالگی دوست داشتم و نواختن گیتار را یاد گرفتم. همه اینها هم برمیگردد به اینکه صدای خوبی داشتم و گیتار تنها سازی بود که به آن علاقه مند بودم. بعد که یادگیری گیتار را ادامه دادم، دوره های مختلف سلفژ و نفس گیری را هم گذراندم تا بتوانم به خوبی با گیتار بخوانم.

 

 

آیا در حال حاضر قصد دارید که آلبومی را منتشر کنید؟

 

من پسری داشتم که در سن ۱۶ سالگی در گذشت، قبلش داشتم خوانندگی را ادامه می دادم. وقتی این اتفاق افتاد و پسرم را از دست دادم دیگر گیتار و خوانندگی را برای مدتی رها کردم. وقتی حال و هوایم کمی عوض شدیک باشگاه فوتبال به اسم «حمید ملک لو» راه انداختم تا برای جوانان ایثار کنم و یک خدمتی کرده باشم. چون زمین فوتبال نداشتم به اسم «صنایع دفاع» بازی می کنیم. امتیاز باشگاه برای من است اما به اسم «صنایع دفاع» بازی می کنیم و باشگاه هم در شمال شرق تهران قرار دارد. بعد از این قضایا مجدداً گیتار را شروع کردم. کم کم علاقه مند که شدم یکی از دوستان آهنگساز به من گفت: «شما صدای شش دانگ و خیلی خوبی داری. من می دانم چقدر صدای خسته و خوبی داری و می توانی یکی از بزرگ ترین خواننده ها شوی». من هم حرفش را به جان و دل خریدم و خوانندگی را به صورت جدی تری آغاز کردم. به همین خاطر تعدادی آهنگ خوندم. تصمیم دارم که آلبومی را تهیه و منتشر کنم و ترانه هایی را هم به وزارت ارشاد داده ام که تصویب هم شده. آنجا به من گفتند باید با یکی از شرکت های موسیقی هماهنگ کنی و موسیقی هایت را از طریق شرکت به ما بدهی که که هنوز فرصت نکردم این کار را انجام بدهیم. در صدا و سیما هم تعدادی آهنگ خواندم. قصد دارم آهنگ های حماسی و عرفانی و فاخر برای صدا و سیما بخوانم و این مسیر را در خوانندگی ادامه بدهم.

 

 

موسیقی چه تأثیری در زندگی شما داشته است؟

 

موسیقی تأثیر زیادی در زندگی من داشته. در روحیه ام بسیار تأثیرگذار بوده، مخصوصاً که من دوست دارم برای خدا و موضوعات این چنینی بخوانم ، موسیقی به من نشاط می دهد و من را به آرامش دعوت می کند. در این سن و سالی که من می خوانم انگار از نو شروع کرده ام و متولد شده ام. به جوان ها هم می گویم کسی که هدف داردسن و سال برایش مهم نیست و در هر سنی می تواند به هدفش برسد.

 

به عنوان آخرین سؤال اگر حرف نگفته ای باقی مانده برای ما بگوئید؟

 

خیلی ها به من می گویند که باید ۱۰،۱۵ سال پیش خوانندگی را شروع می کردی. من به خاطر مسائل خانوادگی نمی توانستم و کارم هم ایجاب نمی کرد. خوانندگی کار ساده ای نیست که هر کسی از راه برسد بتواند انجام بدهد. بایستی تاوان بدهی، زحمت بکشی تا بتوانی انجامش بدهی. حالا من در این سن شروع کردم اما واقعاً انگار تازه متولد شده ام. این راه را ادامه می دهم و می خواهم یکی از بهترین خواننده ها بشوم. این حرفم از روی خودخواهی نیست. من به هدفی که دارم می خواهم برسم و در این راه تلاش می کنم.

دیدگاه خود را به ما بگویید.