ستارگان درخشان شهدای گرانقدر مردادماه جوشقان ساوه

یاد وخاطره ستارگان درخشان شهدای گرانقدر مرداد ماه جوشقان ساوه را گرامی می داریم.

 

گاهی فقط بال و پری می خواهم تا اوج بگیرم و معراج کنم… به وسعت آغوش خدا !

 

برداشت ازسایت سلحشوران آریا

 

 

 

یاد وخاطره ستارگان درخشان شهدای گرانقدر مرداد ماه جوشقان ساوه را گرامی می داریم.

۱ – شهید گرانقدر منوچهر نکونام قدیری

۲ – شهید گرانقدر حسین راستگو

۳ – شهید گرانقدر مرتضی قلیچ خانی

۴ – شهید گرانقدر مجید شمشکی(ملک لو)

۵ – شهید گرانقدر حسن ولدخانی

 

 

6 OLYMPUS DIGITAL CAMERA OLYMPUS DIGITAL CAMERA OLYMPUS DIGITAL CAMERA OLYMPUS DIGITAL CAMERA

 

 

 

 

۳ دیدگاه نوشته شده است! می توانید دیدگاه خود را بنویسید

  1. reza fazli گفت:

    خداوندا؛

    دست هایم خالی ست و دلم غرق آرزوست ؛

    یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان؛

    یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی تهی گردان …

    • محمد شریعت بهادری گفت:

      باسلام عزیز ایام به کام ،دلگرمی ،سلامتی وخستگی ناپذیری آقای رضا فضلی بزرگوار را ازخداوند کریم ، رحیم خواستارم.

  2. reza fazli گفت:

    سلام و درود بر شهیدانی که رفتند تا ما بمانیم با آرزوهایمان………

    اما آنها با رفتنشان هم به آرزویشان رسیدند و هم تا ابد جاویدان ماندند

    واقعاً سخته برای من وصف کسانی که از بهترین چیزهای زندگیشون گذشتند

    از پدر و مادرشون….

    از خواهر و برادرشون….

    از زن و بچهشون…

    از اموالشون…

    خلاصه از دنیاشون گذشتند………….

    اما منه نا لایق از ریز ترین و کوچکترین لحظه های مادی زندگیم نمیتونم بگذرم…………..

    واقعا گفتن از شهدا سخته…………..

    یه دو سالی هست که با خودم قرار گذاشتم هر جوری هست

    یا هر کاری هست کنار بزارم حداقل برای

    یک بارم هم در سال شده برم مناطق عملیاتی ۸ سال دفاع مقدس رو فقط ببینم.

    من روی صحبتم با اونهایی هست که نا حالا به این مناطق نرفتند

    نمیدونید چه خبرهاست…..

    نمیدونید چه فاز معنوی بالایی داره….

    تواین سفر

    وقتی مناطق رو مبینید

    وقتی راویان از سیره ی شهدا میگن ….

    وقتی از سختی هایی که کشیدند میگن….

    وقتی از فداکاری هاشون و با خدا بودنشون میگن ….

    تازه متوجه میشی لیاقت یعنی چه……..

    تازه متوجه میشی که شهـــــــــادت کار هر کسی نیست…….

    تازه متوجه میشی رسیدن به خدا به حرف نیست…….

    (مرد عمل میخواد)

    اصلا تازه متوجه میشی خــــــــــــــدا یعنی چه……..

    راوی میگفت:

    یه شهیدی موقع خواب پاهاشو دراز نمی کرد

    و همیشه با پاهای جمع شده می خوابید

    خلاصه رو امورات بدنش کنترول داشت ……..

    رفقای همسنگر این شهید براشون سوال شده بود که چرا موقع

    خواب پاهاشو دراز نمیکنه و به خودش موقع خواب سختی میده.

    یه روز تصمیم گرفتند باهاش شوخی کنند
    وقتی از خواب بیدار شد بهش گفتند فلانی دیشب موقع خواب یه لحظه پاهات دراز شد.
    شهید در جواب با اطمینان خاطر و قاطع گفت:

    امکان نداره این اتفاق افتاده باشه

    رفقا دیدن که این قدر به خودش اطمینان داره کم آوردن

    ازش سوال کردن فلانی چرا اینقدر بخودت سختی میدی تا پاهات دراز نشه ؟

    فکر میکنید این شهید در جواب چی گفت؟؟

    این شهید والامقام در جواب گفت:

    در محضر خدا و ائمه اطهار به خودم اجازه بی احترامی نمیدم

    تا پاهامو جلویشان دراز کنم…….

    الله اکبــــــــــر

    دختر این شهید بزرگوار میگفت در تمام دوران تحصیلم

    از اول ابتدایی تا پایان دبیرستان

    هیچ زنگ تفریحی نبود که با بچه های مدرسه بازی کنم !!!!

    در همه این سالها پدرم میومد و من

    باهاش صحبت میکردم!!!!

    آره ولله

    کار که برای خدا باشه ،

    جواب اینجوری داره…….

    از این دست خاطرات خیلی زیاده

    اما سوال من اینه

    واقعا تو این مناطق چه خبر بود؟

    چه فضایی اونجا حاکم بود ؟

    که از رزمنــــــــــــده های ما،

    معــــــــــــراجی ها ساخت

دیدگاه خود را به ما بگویید.