کتاب سیر تحولات هنر خوش نویسی – تألیف توسط دکتر حمیدرضا قلیچ خانی از اهالی جوشقان ساوه
جامع ترین منبع برای شناسایی «تاریخ و سیر تحولات هنر خوشنویسی» و شامل فصول زیر است:
زبان و خط در ایران، خوشنویسی در ایران،آموزش خوشنویسی،شعر و خوشنویسی ، رسالههای خوشنویسی
فهرست هنرمندان.
ویژگیهای کتاب:
– ۴۰۰ صفحه در قطع رحلی.
– دربرگیرندۀ ۳۵۷ تصویر چهار رنگ از خطوط کوفی، بنایی، نسخ، ثلث، ریحان، محقّق، رقاع، توقیع، تعلیق، شکستۀ تعلیق، نستعلیق، شکستۀ نستعلیق، نقاشی خط و … تصاویری برگرفته از مرقعات نفیس و نسخههای خطی موزهها، کتابخانهها و مجموعههای خصوصی ایران و خارج از کشور و کتیبه نگاری های ارزشمند.
– بررسی سیر تاریخی خوشنویسی ایران از خطِّ کوفی تا شکستۀ نستعلیق و نقاشی خط معاصر.
– معرفی تفصیلی احوال و آثار اوجهای درخشان خوشنویسی ایران.
– معرفی اجمالی ۳۰ رساله و متن کهن در آموزش خوشنویسی.
– معرفی اختصاری حدود ۹۰۰ خوشنویس از ابنمقاله تا دورۀ معاصر.
– کتاب شناسی گزیده، شامل معرفی دقیق بیش از ۳۰۰ منبع و مرجع دربارۀ خوشنویسی به زبانهای فارسی، عربی، ترکی، اردو، انگلیسی و فرانسه.
مرکز فروش: مقابل دانشگاه تهران، خ دانشگاه، شمارۀ ۱۵۴- تلفن: ۶۶۴۶۵۵۲۰-۶۶۹۵۲۶۳۲
این کتاب بوسیله استاد حمید رضا قلیچ خانی ازاهالی جوشقان ساوه به رشته تحریر در آمده است . این موفقیت را به ایشان و همه جوشقانیان تبریک عرض می نماییم .
منبع : سایت روستای تاریخی بندامیر
سلام ادب احترام معرفی حلقه وبلاگنویسان استان مرکزی http://polarak.ir/
باسلام
بسیار بسیار خورسندم که چنین خبری را می شنوم. آرزوی بهترین و موفق ترین پیش آینده ها را برای آقای دکتر قلیچ خانی و سایر اهالی روستا را دارم.
با سپاس
زندگی نامه شهید و جهادگرفریدون قلیچ خانی
به نام خدا
من مست می ساغر مهبا هستم من نوکربچه های زهرا هستم
چون لایق نوکری ندیدم خود را پس نوکر نوکران زهرا هستم
این جملات را همیشه در ذهنش مرور میکرددر دفا ع ازخاک دفاع از ناموس است و حمایت از ان وظیفه تمام افرادجامعه است در هر سن ومقامی که باشند.این جملاتی بود که پدر فریدون همیشه یاداوری کردتا جاییکه
این جملات در گوشت وخون فرزند غیورش نقش بسته بود ودر زمانی که سربازی مقدس خود را به پایان رساند ودر کنار خانواده مذهبی ونسبتا مرفه خودمشغول امرارومعاش بود به رفع ورجوع نیاز نیازمندان پرداخت وهر جاانسان از پا افتاده و ضعیفی را میدید به یاریش میشتافت و ازاینکه توانسته است به یک بنده ی خدا یاری رساند شاکر خداوند خویش بود.فریدون جوانی کوشا وفعال بود تا جایی که روزی ازروزها همراه پدر خود به روستای پدریش که جوشقان و از توابع شهرستان ساوه نزدیک به نوبران امده بودند از فرط خوشحالی از این سوی رودخانه به ان سوی رودخانه رفت وبه تمامی اهل روستا در کشاورزی کمک کرد تا جائیکه وقتی متوجه
شدکه در این روستا پلی برای رفت وامد روستائیان به مزارعشان نیست فورا اقدام به ساختن پلی برای گذر بنا کردکه هنوز خاطره شیرین احداث ان پل در ذهن قدیمیهای روستا باقی مانده .بله این جوان قد بلند وباغیرت
از هیچ گونه تلاش برای دفاع ویاری رساندن به ناموس کشورش کوتاهی نکرد.زمانی که دشمن بعثی چشم
بد به ناموسش دوخت غیورانه به عنوان نیروی ازاد جهادگر برای دفاع از سر زمین پرداخت چون از کودکی از پدرش اموخته بود دفاع از سرزمین دفاع از ناموس وسرزمین شخص مباشد دراین زمان هیچ چیزی جز نبرد
حق علیه باطل دلش را شاد نمیکرد واز هر طریقی که بود مادرش را قانع نمود وبا جلب رضایت مادر وپدر راهی
میدانهایجنگ شدودر انجا همراه برادران سپاهیخود در تمامی حملات به دشمن شرکت نمود.او همراه شهید جهان ارا در زمان حمله به خرمشهر در ان خونین شهر تمام تلاش خود راکردند تا اجازه ورود دشمن را به
سرزمین شان را ندهند انقدر به وظیفه شرعی خود پایبند بود که هیچ زمانی را برای دفاع از وطن از دست نمیداد حتی زمانی که خانواده اش برای دیدن اوامده بودند نتوانستند او را ببینند واحوالات وی را از فرمانده اش شهید جهان ارا جویا شدند.او نیزمانند دیگر جوانان غیور روزهای خرمشهر دلش ازادی وابادی خرمشهر
رامی خواست .اما یکی از روزها که در روی پل خونین شهر مشغول نبردبا نیروهای بعثی بود که چندین گلوله
به جسم پاکش خورد وروح ملکوتی اش به لقاءالله پیوست وشاید اگر خون این جوانان نبوداین ازادی الان
در این سرزمین نبود اری پیکر پاره پاره ومعطر فریدون شهیدبه شهرستان ساوه منتقلشد وی جزءاولین شهید
روستای پدرش بود .ان روز که پیکر پاکش رابه ساوه رسید قیامتی به پا شد پدرش که ان روزها پیر و سالخورده شده بودو شود.روزهای سختی سپری شدند وداغ فریدون همچنان جیگر مادرش را اتش میزند ودر فراقش چشم براه فرزندش بود حال خوشی نداشت وبا دیدن پیکر فرزندش گفت الان کمرم شکست بله فریدون با رفتنش تمامی خواهران وبرادرانش ومادرش را داغدارنمود هر چند ارزوی خودش این بود که در راه حق شهید
اشک ماتم میریزد.
( روحش شاد ویادش گرامی)