
اعزام گروه موسیقی محلی شهرستان ساوه به کشور ایتالیا
حسین محمودی فر رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی ساوه از اعزام گروه موسیقی محلی این شهرستان به کشور ایتالیا خبر داده و بیان داشتند:
موسیقی سنتی بازتابی از فرهنگ و هویت انسانی به شمار می رود. موسیقی جزء جدایی ناپذیر از زندگی مردم می باشد و در جای جای زندگی و فرهنگشان وجود دارد . و در مراسم و آیین های مختلف از آن استفاده می شود. موسیقی یکی از زیباترین و پرطرفدارترین هنرها است و جزیی از فرهنگ و ابزار بازگو کننده هویت فردی و گروهی است .
ایشان در ادامه افزودند: موسیقی سنتی ایران، موسیقی تک صدایی است که آموزش آن به شیوه سینه به سینه است و بداههنوازی در آن جایگاه ویژهای دارد. این موسیقی با موسیقی دستگاهی ایران و ردیف در ارتباط است و در نهایت بخشی از فرهنگ شهری ایران محسوب میشود.
موسیقی سنتی میتواند به جز ارتقا بعد میراث فرهنگی به عنوان یکی از شاخصهای هویت ملی در تمامی ابعاد (زبان و ادبیات فارسی، سرزمین، اجتماعی، میراث فرهنگی و تاریخ )آن نیز تأثیرگذار باشد.
محمودی فر تصریح نمود: با هماهنگی های به عمل آمده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ،گروه موسیقی محلی این شهرستان جهت اجراء موسیقی محلی به مدت ۱۵ روز به کشور ایتالیا اعزام می شوند.
جناب آقای محمودی فر
سلام علیکم
با تشکر و سپاس ازتلاش و زحمات ارزشمند و صادقانه جنابعالی درزمینه پیشبرد اهداف فرهنگی استان مرکزی
از درگاه ایزد منان دوام عزت وسلامت، تداوم حضور و تاثیر آن بزرگوار درراستای دستیابی به اهداف عالیه فرهنگی ، و اجتماعی کشور جمهوری اسلامی ایران رامسئلت دارم.
با تشکر
امیر قلیچ خانی
به نام خداوند بزرگی که اول و آخر اوست.
ستایش و سپس تنها او راست.
تا به حال توجه کرده اید که زندگی به چه سرعت باور نکردنی ای میگذرد؟
زندگی آنقدر سریع است که وقتی برای پشیمانی نیست. به همین دلیل است که وقتی آدمی از کار زشتی توبه میکند، این بدین معنی است که هیچگاه بدان نزدیک نشود؛ به بیان دیگر این یعنی عبور ازگناه. معنی توبه رفتن است نه ماندن. انسان های عاقل وقتی برای پشیمانی و تاسف به حال گذشته ندارند، بلکه به اندک زمانی که تا مرگ در پیش دارند مینگرند و برای ان برنامه ریزی میکنند تا به اهدافشان برسند.
اما آنها که معنی کوتاهی زندگی را به درستی نفهمیده اند ، ممکن است سالها را با تاسف و پشیمانی برای گذشته تلف کنند. گذشته تمام شد! وقت زیادی تا مرگ نیست، باید به سوی نور دویدن گرفت. باید قایق زندگی خود را به سوی شهری که پشت دریاهاست برانیم ، آنجا که پنجره ها رو به تجلی باز است.
دیشب در اتاقم سوسکی دیدم و ترسیدم ! کشتمش و میترسیدم که بعد از خوابیدن سوسک دیگری به رخت خوابم بیاد. با این فکر ، مرگم را به یاد آوردم که در گوری در خاک خواهم بود و جسمم نصیب حشرات و کرم ها میشود؛ آنجا است که همنشین من اعمال من خواهد بود و پروردگارم از من میپرسد که با عمرم چه کردم.
وقتی برای پشیمانی نیست ، پیش به سوی نور