مطلب ارسالی توسط مهندس محمد شرافت و علی ولدخانی

معرفی خیر ساوجی مرحوم  اقای حاج شیخ احمد  ولد خانی جوشقان  نوبران شهرستان ساوه

سلام ادب احترام به مردم خوب ولایت مدار جوشقان که باهمت بزرگان وخیرین خوشنامی را تحت عنوان  اولین روستای سالم در سطح شهرستان ساوه واستان مرکزی وکشور  ومنطقه مدیترانه ای را به خود اختصاص داده،
انشالله با تلاش مجدد ادامه راه خیرین ادامه داده  با مشارکت مردم خوب ساکن  جوشقان مقیم روستا  وشهرها ایران وخارج ازکشورهستند ، در توسعه فرهنگی اجتماعی اقتصادی عمرانی …روستا اقدامات مثبت وپایدار بر داشته شود ، انشالله
 قسمتی ازخدمات مرحوم  حاج شیخ احمد ولد خانی :۱ – بهسازی مسجد جامع روستا ۲- احداث حمام عمومی ۳- احداث   کتابخانه عمومی ۴- احداث درمانگاه ۵-احداث مدارس شبانه روزی ۶- احداث سالن اشتغال زایی۷- مشارکت در اجرای روستای سالم  ‌۷- احداث ساختمان مخابرات ۸- بهسازی قنات اب کشاورزی و…….
مطلب ارسالی زیر توسط آقای علی ولدخانی از جوشقان ساوه تقدیم می گردد. 
باعرض سلام واحترام
حتماسراغ داریدکه روستای جوشقان ساوه باهمت بزرگ مردی چون حاج شیخ احمد ولدخانی به آبادانی رسیده است ونام روستای سالم به خوداخصاص داده است .
ازجناب آقای مهندس شرافت ومدیرمحترم سایت ستارگان جوشقان جناب آقای شریعت بهادری تشکر می کنم و وظیفه ی خود دانستم تااطلاعات کامل تری دراختیارعزیزان قراردهم.
جوشقان دهکده نیست .شهرعشق است /شهیدانش گواه بهرعشق است/
چنین مردی ندیدم سخت مظلوم /که حاج شیخ احمدولدخانی خودازبهرعشق است/
می توان ازکارهای خیرانه ی آن مرحوم این گونه یادکرد.
۱-ساخت حمام قدیمی درپایین روستا.
۲-هموارکردن دره ی شغال دره.
۳-ساخت حمام جدید.
۴-ساخت مدرسه ی قدیمی.
۵-ساخت بنای بزرگ مسجدمحمدرسول الله دارای سالنهای غذاخوری مجزابه صورت زنانه ومردانه.
۶-ساخت کتابخانه ی مرحوم شیخ حسن شریعت.
۷-افتتاح درمانگاه شبانه روزی.
۸-ساخت پست وپست بانک شهیدسرلشگرحسن ولدخانی
۹-ساخت مدرسه شبانه روزی مجهزدرسطح استان شهیدناصرولدخانی.
۱۰-انتقال قبرستان قدیمی به بالای روستاوساخت غسالخانه درآنجا.
۱۱-دربخش آب رسانی روستا می توان به ساخت .۲منبع آب که آب آشامیدنی روستاازروستای همجوار.دمورچی انتقال یافت کشیدن لوله آب ازچهل دختربه روستا.
۱۲-ساخت سدخاکی درقسمت شمالی روستاکه آب ۶ماه پایانی سال به سدپمپاژمی شود.
۱۳-راههای ارتباطی که آن مرحوم از روستای مراغه به سنگک وازجوشقان به تجره وراه روستای سامان به دست ایشان تاسیس شدوهمین طورراههای ارتباطی بین مزارع.
۱۴-تاسیس دکل تلویزیون صداسیما.
۱۵-ساخت زمین بازی درپشت پست بانک وهموارکردن زمین پارک درقسمت جنوبی پست بانک.
۱۶-برای گسترش راههاخانه های قدیمی رابارضایت کامل صاحبانشان تخریب کرده وخانه های نوسازویازمین به آنهاتحویل می دادواین بخش کوچکی ازکارهای خیرانه ی آن مرحوم می باشد..
روحش شادیادش گرامی وبرای شادی روحش صلوات

۱۰ دیدگاه نوشته شده است! می توانید دیدگاه خود را بنویسید

  1. محمد شریعت بهادری گفت:

    با تشکر فراوان از عزیز بزرگوار مهندس محمد شرافت سایت ها و وبلاگهای این افتخار ساوه ساوجی را برای مشاهده بازدید کنندگان محترم سایت http://www.joshghan.irوwww.setaregan.joshghan.ir با افتخار معرفی ولینک می نمایم
    خیر ساوجی جوشقان مرحوم اقای حاج شیخ احمد ولد خانی جوشقانی که باتلاش فراوان به معرفی روستای سالم جوشقان در منطقه ، شهرستان ساوه ، استان مرکزی ،کشور و منطقه مدیترانه به جهانیان با کمک و تلاش آقای مهندس محمد شرافت عزیز معرفی وبه ثبت رساند. ارادتمند(محمد شریعت بهادری)
    آدرس سایت ووبلاگهای آقای مهندس محمد شرافت
    شهر سالم ساوه
    خانه خیرین استان مرکزی
    خانه خیرین ایران
    حلقه وبلاگ نویسان استان مرکزی
    http://chsaveh.blogfa.com/
    http://ngo-ostanemarkazi.blogfa.com/
    sherafatsaveji.blogfa.com
    http://polarak.ir

  2. علی ولدخانی پست بانک جوشقان ساوه گفت:

    ارسالی توسط آقای علی ولدخانی ازپست بانک جوشقان:

    جوشقان دهکده نیست .

    جوشقان شهر عشق است .

    ۴۲ شهیدش گواه بهر عشق است .

    چنین مردی ندیدیم سخت مظلوم .

    شیخ احمد ولدخانی خود از بهر عشق است .

  3. ملک لو پست بانک گفت:

    باعرض سلام احترام حتماسراغ داریدکه روستای جوشقان باهمت بزرگ مردی چون حاج شیخ احمد ولدخانی به آبادانی رسیده است ونام روستای سالم به خوددیده ودرهمین جاازجناب آقای مهندس شرافت ومدیرمحترم سایت جناب آقای شریعت بهادری تشکر می کندو وظیفه ی خود دانستم تااطلاعات کامل تری دراختیارعزیزان قراردهم.
    جوشقان دهکده نیست .شهرعشق است /شهیدانش گواه بهرعشق است/
    چنین مردی ندیدم سخت مظلوم /که حاج شیخ احمدولدخانی خودازبهرعشق است/
    می توان ازکارهای خیرانه ی آن مرحوم این گونه یادکرد.
    ۱-ساخت حمام قدیمی درپایین روستا.
    ۲-هموارکردن دره ی شغال دره.
    ۳-ساخت حمام جدید.
    ۴-ساخت مدرسه ی قدیمی.
    ۵-ساخت بنای بزرگ مسجدمحمدرسول الله دارای سالنهای غذاخوری مجزابه صورت زنانه ومردانه.
    ۶-ساخت کتابخانه ی مرحوم شیخ حسن شریعت۷-افتتاح درمانگاه شبانه روزی.
    ۸-ساخت پست وپست بانک شهیدسرلشگرحسن ولدخانی۹٫
    -ساخت مدرسه شبانه روزی مجهزدرسطح استان شهیدناصرولدخانی.
    ۱۰-انتقال قبرستان قدیمی به بالای روستاوساخت غسالخانه درآنجا.
    ۱۱-دربخش آب رسانی روستا می توان به ساخت .۲منبع آب که آب آشامیدنی روستاازروستای همجوار.دمورچی انتقال یافت کشیدن لوله آب ازچهل دختربه روستا.
    ۱۲-ساخت سدخاکی درقسمت شمالی روستاکه آب ۶ماه پایانی سال به سدپمپاژمی شود.
    ۱۳-راههای ارتباطی که آن مرحوم از روستای مراغه به سنگک وازجوشقان به تجره وراه روستای سامان به دست ایشان تاسیس شدوهمین طورراههای ارتباطی بین مزارع.
    ۱۴-تاسیس دکل تلویزیون صداسیما.
    ۱۵-ساخت زمین بازی درپشت پست بانک وهموارکردن زمین پارک درقسمت جنوبی پست بانک.۱۶-برای گسترش راههاخانه های قدیمی رابارضایت کامل صاحبانشان تخریب کرده وخانه های نوسازویازمین به آنهاتحویل می دادواین بخش کوچکی ازکارهای خیرانه ی آن مرحوم می باشد..
    روحش شادیادش گرامی وبرای شادی روحش صلوات

  4. مصاحبه آقای مهندس محمد شرافت

    گفتگو یا محمد شرافت وبلاگنویس فعال استان مرکزی:

    برای آغاز صحبت، لطفا در ابتدا خویش را معرفی کرده سپس بفرمایید در چه مقطع سنی هستید و در چه مقطعی تحصیل می کنید؟
    اینجانب محمد شرافت باز نشسته کارشناسی مهندسی بهداشت محیط شبکه بهداشت ودرمان شهرستان ساوه هستم.

    در حال حاضر با توجه به نیازمبرم جامعه انسانی در روستا ها – شهرها- استان ها – کشورمان وحتی جهانی به مشارکت عمومی (سازمان مردم نهاد) در زمینه آسیب های اجتماعی،محیط زیست،میراث فرهنگی، بیمارها وسلامت اجتماعی و ….بر آن شدیم که اقدامات شایسته ای داشته باشیم.

    چطور با وبلاگ نویسی آشنا شده اید؟
    با یادآوری یکی از دوستان ومعرفی مجازی وبلاگ نوسیان استان مرکزی اشنا شدم و برخود لازم دیدم با توجه جنگ نرم وتخریت افکار جوانان ونوجونان با بد اموزی با دوستان همکاری داشته باشم.

    ازفضای اجتماعی وسیاسی شهرتون برایمان بگویید؟
    درمورد فضای شهرستان ساوه باتوجه مهاجرت بیش از انتظار از روستاها وشهر استانها وسرازیرشدن تهرانی ها به شهر ساوه و ایجاد حاشیه نشینی با فرهنگهای متفاوت فضای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بر ساوه غالب شدن ساوه که شهر مذهبی نزدیک شهر قم،تهران بود تغیرات بسیار زیادی در خود مشاهده کرد چه ازنظر مثبت و منفی شاهد هسیتم.

    روزانه چقدر برای وبلاگ وقت میگذارید؟

    روزانه معمولا ۴ تا ۵ ساعت در روز برای وبلاگ وقت گذاشته ام.

    اوقات فراغت خود را چگونه می گذرانید و چه کتابی مطالعه می کنید؟
    اوقات فراغت به فعالیت های اجتماعی و مشارکت در سازمان مردم نهاد برای خدمت به مردم درسطح خانواده ،فامیل و فعالیت در روستاها ، شهرهای استان مرکزی و در سطح کشور هم مطالعه در زمینه رشته تخصصی خودم امور مذهبی،اجتماعی وسیاسی دارم.

    وظیفه ی ما در قبال شهدا چیست و چگونه این وظیفه را انجام بدهیم؟
    وظیفه انسانی،دینی و ملی در مقابل خون شهدا ازصدر اسلام تا شهدای انقلاب و حتی تا به امروز بر گردن ماست این است که انها کار حسینی انجام دادن و باید ما کار زینبی که همان فعالیت فرهنگی اجتماعی واقتصادی است باید انجام دهیم.

    دغدغه جوانان امروز به نظر شما چیست و چه توصیه ای به کسانی که می خواهند در عرصه فضای مجازی وارد شوند دارید؟

    دغدغه جوانان ما اشتغال،خانواده، مسکن،فرهنگ می باشد تعداد زیادی از جوانان از پسر دختر در تمام امور بی تفاوتی و بی خیالی داشته که ناشی از خوراک فرهنگ غرب وسایت مجاری و… می باشد.
    من فکر می کنم اگر بتوانیم با مشارکت جوانان چه دختر ان وپسران وکارشناسان فرهنگی ( مجتهدین حوزه علمیه و دانشگاهای علوم پزشگی وتخصصی در زمینه معنویت وسلامت تحقیق وکارعلمی از منابع احادیث قدسی وایات قرانی شروع کنیم موفق خواهیم بود.

    چه کسی را به عنوان الگوی خود در زندگی انتخاب کرده اید؟
    اگر ما الگوی خود امامان معصوم (ع ) و دانشمندان و علمای که نماد کاربردی هستند را قرار دهیم، موفق خواهیم بود.

    مسأله کمرنگ شدن حجاب و عفاف مهمترین بحث فرهنگی جامعه ماست، چرا برخی دختران و پسران جوان به سمت بی حجابی و بی عفتی و رفتارهای خلاف شؤون اسلامی می روند؟
    مسله کمرنگ شدن حجاب عفاف فرهنگ غرب که متاسفانه به سرعت در جامعه اسلامی در حال پیشرفت واسیب های اجتماعی زیادی به خانواده ها به ارمغان مانند بیماری..اورده دختران وپسران اگر اندکی به خانواده خود اندیشه وفکر کنند که ایا مادران مادربزرگان حجاب وعفاف داشته اند زیان دیده اند که ما دنبال فرهنگ غربی ها بیریم واسیب های اجتماعی مانند طلاق،حیا،عفاف،پاکدامنی ،سستی خانواده و… در برداشته باشیم
    در مورد حجاب حیا و عفاف بنظر من از خود خانواده ها توسط خود خانم ها شروع شود بهتر است نشان دادن حجاب اهمیت آن در ثبات خانواده آسیب های اجتماعی استفاده از خود مادران و مادربزرگان دانشمندان، کارشناسان و اساتید دانشگاه ،تحقیق علمی و کاربردی حجاب قبل از اسلام و بد از اسلام درایران تحقیق وپژوهش در کشور های موفق ومورد قبول حجاب وعفاف.

    بهترین وبلاگی که تا به حال دیدید، کدام بوده و چه ویژگی هایی داشته است؟
    بهترین وبلاگ سرزمین ارزوها (علامه عسکری ره ) شاید بیش از ۵۰۰ جلد کتاب در آن باشد با انسانها با صداقت ارامش واهمیت ارزشهای دینی با نگاه علمی وکاربری وتجربی می توان برای جوانان جادبه وانگیزه داشته باشد
    میتوان فرا خوان وجذب علاقمندان به ارایه دان مقاله علمی وکاربری مشارکت جوانان ونوجوانان وکارشناسان مذهبی وغیر مذهبی داخلی وخارجی فراهم نمود

    چگونه می توان در این راه یار گیری و جذب مخاطب داشت؟
    بنظر من فضای مجازی ، انجمن اولیا ومربیان مدارس-هنرمندان -ورزشگاران -دانشجویان -میتوان در جذب ومشارکت وهم اندیشی همفکری هماهنگی موثر باشند

    حرف شما با مسئولین در این امر چیست؟
    پیشنهاد میشود در جلسه فرهنگی در استانداری یا فرمانداری ادرات یا ارگانها دورهم جمع شده مانند سازمان تبلیغات ،ادره ارشاد اسلامی ،آموزش وپرورش،کمسیون بانوان ،تربیت بدنی،شهرداری،اداره تعاون وکار،دانشگاهها،امام جمعه ها،صداوسیما،مرکز بهداشت ،دادگستری ،حمایت از زندانیان،کمیته امداد، سازمان مردم نهاد و… هر دستگاهی نیروی انسانی و مکان وامکانات بودجه دارد مشارکت داده شود میتوان در باب حجاب موفق باشد.

    کلیه حقوق متعلق به شبکه وبلاگ نویسان استان مرکزی می‌باشد .

  5. بعضی وقتها بیریم پشت پرده

    اگه همه چیز تو دنیا پولی باشه، خوشبختانه بهشت پولی نیست، با پارتی بازی و آقازاده بودن هم ‏نمیشه سر خدا رو کلاه گذاشت. فقط یه کم آرامش میخواد.‏

    آره، آرامش. آرامش در هنگام مواجهه با گناه

    و این تعریفی است که من از تقوا دارم.‏
    آخه حضرت علی(ع) در حدیثی می فرمایند: «اتّقِ الله بَعضَ التُّقی و اِن قَلَّ واَجعَل بینک و بین ‏اللهِ سَتراً و اِن رَقَّ»؛ تقوا داشته باش، ولو اندک و کم باشه، و سعی کن بین خودت و خدا پرده ‏ای قرار بدی ولو نازک و ظریف باشه. ‏

    بعضی مواقع باید بریم پشت پرده و حیا کنیم از اینکه هر کاری دلمون خواست انجام بدیم. ‏معتقدم این پرده واسه آدمها آرامش میاره و منجر به تقوا میشه.‏

    واسه همینه که خدا میگه: «فاتّقوا اللهَ مَا استَطعتُم»؛ تا می توانید خدا ترس و پرهیزگار باشید.

  6. جلسه همم اندیشی وهم افزایی با سرکار خانم آرزومند مدیریت اداره بهزیستی شهرستان ساوه با مهندس محمد شرافت مدیر عامل خانه خیرین شهرستان ساوه – مدیر عامل خانه خیرین استان مرکزی و عضوهیات مدیره شبکه خانه خیرین ایران در اداره بهزیستی شهرستان ساوه در مورخه ۴ تیر ماه ۱۳۹۷ تشکیل وپیگیری مصوبات بشرح زیر مورد گفتگو قرار گرفت
    قابل ذکر همه موارد فوفق مورد اشاره درکلیه موسسات خیریه در سراسر کشور که در بانک اطلاعات شبکه خانه خیرین ایران عضویت دارند قابل اجرا وپیگیری میباشند

    http://ngo-ostanemarkazi.blogfa.com/post/495 معرفی خانه خیرین ایران

    ۱- مطالعه واقدام کارشناسی علمی وکاربردی در خصوص خروجی فرزندان ایتام وبی سرپرست یا بد سرپرست تحت پوشش موسسه علی بن ابیطالب(ع) شهرستان ساوه با همکاری بهزیستی ساوه وموسسه علی بن ابیطالب (ع) انجام شود

    ۲- اجرای طرح ساخت ساختمانی( فرهنگی اجتماعی… خیریه ) نیاز شهرستان ساوه ودر آمد حاصل از آن مورد استفاده درحمایت ازایتام و مددجویان مورد نیاز شهرستان ساوه با مشارکت موسسه خیریه علی بن ابیطالب (ع) وخیرین ساوجی وهمکاری بهزیستی شهرستان ساوه مورد بررسی قرارگیرد

    ۳-پیگیری مصوبات جلسه کمیته اشتغال وتوانمند سازی ستادمبازه با مواد مخدر کشور در فرمانداری شهرستان ساوه قرار گیرد

    ۴- پیگیری شیوه نامه تفاهم نامه ستاد توانمند سازی محرومین کشور نامه ارسالی از خانه خیرین ایران قرارگیرد

    ۵- همکاری با بنیاد بین المللی مادر در شناسایی ومعرفی مادران نمونه درسطح شهرستانها واستانهای کشور قرارگیرد

    ۶- پیگیری همکاری در ایجاد کتابخانه در مناطق محروم مورد نیاز قرار گیرد

    http://ch-iran.org/

    http://ngo-ostanemarkazi.blogfa.com/

    http://ngo-ostanemarkazi.blogfa.com/

  7. رو ح اله ولدخانی گفت:

    با سلام وعرض ادب
    به پاس اولین بوسه ای که پدرم به رسم مهر در اولین ساعات تولد به گونه ام زد ومن نفهمیدم وبه یاد سوزنده ترین بوسه ی آخرکه من به رسم وداع به صورتش زدم و او نفهمید
    یاد پدر عزیزمان کربلایی غلام محمدولدخانی را گرامی میداریم .
    نثار روح پدر عزیزم وهمچنین همه ی پدرانی که دیگر بین ما نیستند فاتحه ای بخوانیم

  8. yektanet.com
    به گزارش «خبربان» و به نقل از ایکنا
    تأثیر معنویت بر سلامت را جهانی کنیم
    تأثیر معنویت بر سلامت را جهانی کنیم

    محمد شرافت، کارشناس بهداشت و فعال مدنی در حوزه سلامت معنوی در گفت‌و‌گو با کانون خبرنگاران ایکنا، نبأ تصریح کرد: نقطه ضعف بزرگ مدیریت سلامت در جهان امروز این است که تنها جامعه پزشکی را مسئول سلامت مردم در نظر می‌گیرد و از خیل عظیم عوامل مؤثر بر سلامت، چشم‌پوشی کرده است.محمد شرافت با اشاره به ورود معنویت به سلامت، اظهار کرد: بعد معنوی چه در جایگاه‌های فردی و چه در ابعاد جمعی جای خود را در مستندات علمی سلامت پیدا کرده و این در حالی است که این امر هنوز وارد حوزه عمل نشده است.
    او افزود: به‌تازگی در مجامع علمی مسئله «عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت» نیز سر از خاک بیرون آورده که البته قادر به تعریف و تبیین سلامت معنوی نیست. دلیل آن هم احتمالاً سردمداری سلامت بهداشت جهانی از سوی کسانی است که ابعاد معنوی و اثرات آن را بر سلامتی خوب نشناخته و توان برنامه‌ریزی برای این مقوله را ندارند؛ بنابراین این وظیفه بر عهده دیندارانی قرار می‌گیرد که بتوانند ابعاد سلامت معنوی را در جامعه به‌خوبی روشن و آن را جهانی کنند.این فعال مدنی در ادامه گفت: سلامت معنوی، بعد فراموش شده بهداشت جهانی است؛ قطعاً همه ما شاهد توکل و توسل بیماران به ذات حق تعالی و معصومین(ع) بوده‌ایم، اما قادر به ارائه مستند علمی در رابطه با تأثیر این امر بر بیمار نیستیم و یا در کل از میزان و اهمیت تأثیر اعتقادات مذهبی و معنوی بر سلامت، بی‌اطلاعیم؛ این نقصان امروز بیش از همیشه در ساختار مدیریت سلامت نمایان شده است؛ به‌طوری‌که نیازمند یک اقدام کارشناسی و عملی با مشارکت جمعی حوزه‌های علمیه در سراسر جهان، جامعه پزشکی و تمام افراد مطلع و آگاه در این زمینه هستیم.
    محمد شرافت با بیان اینکه معنویت در تسکین، درمان آلام و دردهای روحی و جسمی انسان مؤثر است، گفت: ما شاهد توکل و توسل بیماران به ذات حق تعالی و معصومین‌(سلام ا… علیهم الاجمعین) بوده‌ایم و بسیار شنیده‌ایم که بیماران آگاهانه و با اعتقاد همه چیز را به حضرت حق واگذار و از او طلب شفا می‌کنند. اما اگر از ما بپرسند چه جایگاهی برای شفای بیماران در ابعاد معنوی قایل هستیم، تقریباً باید اذعان کنیم که مستند علمی برای آن‌ها تهیه نکرده‌ایم و اصولاً نمی‌دانیم و یا نمی‌توانیم از میزان تأثیر اعتقادات مذهبی و معنوی بر سلامت مطلع شویم و آن را به‌کار گیریم.

    او توضیح داد: این نقصان امروز بیش از همیشه در ساختار مدیریت سلامت نمایان شده است. به همین جهت دنیای پیشرفته، پیش‌قراول بهره‌گیری از این ابعاد شفابخش شده‌ و ما شاهد مقالات متعددی از جهان غرب و یا کشورهای پیشرفته آسیایی به‌ویژه ژاپن و هندوستان در این زمینه هستیم.

    شرافت با تأکید بر ضرورت یک اقدام علمی، کارشناسی و عملی برای جلب توجه جامعه جهانی به مقوله سلامت معنوی گفت: این اقدام به کار جمعی با مشارکت، همیاری و هم‌افزایی کارشناسان علوم پزشکی، علوم انسانی، مدرسین حوزوی و همکاری حوزه‌های علمیه ایران با جهان اسلام و نیز مشارکت صداوسیما، دانشگاه‌های علوم پزشکی، دانشگاه‌های علوم انسانی، مؤسسه بین‌المللی مطالعات اسلامی و همراهی سازمان جهانی بهداشت WHO نیاز دارد.

    فاطمه حاجی‌حیدری

  9. بازماندگان امامزاده محمد محروق
    ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف

    جناب محمد فرزند محمد فرزند زید فرزند امام زین‌العابدین (علیه‌السلام) پیشوای چهارم شیعیان مانند سایر بنی‌هاشم و علویین در زمان خلافت مامون عباسی، در سال ۱۹۹ هجری قمری در راس نهضتی در کوفه علیه خلافت عباسی قیام کرد و در نهایت پس از سرکوبی قیام و کشته شدن رهبر نظامی آن محمد بن محمد محروق (رهبر فکری و سیاسی شورش) برای اخذ تصمیم به مرو که مرکز خلافت بود فرستاده شد. اما در سال ۲۰۰ هجری قمری به دستور حاکم نیشابور به شهادت رسید.
    از نسل و ذریه امام‌زاده سیدمحمد محروق علما و شخصیت‌های بزرگی همچون میرزا سیداحمد مجتهد ساوجی، علامه عسکری و … هستند که خدماتی به جهان اسلام و تشیع انجام داده‌اند و برخی دیگر از این بزرگان هنوز هم در حال خدمت به اسلام و مسلمین هستند. فرزندان و نوادگان امامزاده سیدمحمد محروق در شهرهای مختلف ایران همچون ساوه، نیشابور، قم و … زندگی‌ می‌کنند.

    فهرست مندرجات
    ۱ – زیارت محمدمحروق توسط امام‌رضا
    ۲ – معرفی اجمالی امام‌زاده محمد محروق
    ۲.۱ – محمدمحروق و قیام ابوالسرایا
    ۲.۲ – محل شهادت و مرقد
    ۲.۳ – چگونگی شهادت
    ۲.۴ – تاریخ شهادت
    ۲.۵ – اندیشه مذهبی محمدمحروق
    ۲.۶ – عقاید رهبران علوی قیام ابوالسرایا
    ۲.۷ – نسب
    ۲.۸ – فرزندان
    ۳ – اشخاص مهم خاندان
    ۳.۱ – سیدمیرزا احمد حسینی ساوجی
    ۳.۱.۱ – فرزندان میرزا احمد
    ۳.۲ – میرزا عبدالله رضوانی
    ۳.۳ – سیدمحمد بن اسماعیل شیخ‌الاسلام ساوجی
    ۳.۴ – علامه عسکری
    ۳.۵ – شیخ اسداللّه مجتهدی ساوه‌ای
    ۳.۶ – سیدمحمدصالح بن علی تهجدی ساوه‌ای
    ۴ – پانویس
    ۵ – منبع

    زیارت محمدمحروق توسط امام‌رضا
    [ویرایش]

    از حاکم که به عنوان یکی از دو محدث و فقیه بزرگ قرن چهارم در کل جهان تسنن شناخته شده است منقول است که حضرت رضا (علیه‌السلام‌) درسال ۲۰۰ هجری قمری پس از تدقف در نیشابور تربت امام‌زاده محروق (علیه‌السلام‌) را زیارت نموده و در این مکان نماز خواندند.
    از مفاخر دیگر نیشابور آن است که حضرت سلطان (صلوات‌الله‌وسلامه‌علی‌رسول‌الله‌وعلی‌آله‌الائمه‌المعصومین‌و‌سلّم) روزی عبارتی فرمودند. اجمال حکایت آن است که مخدوم ما این‌جا مدفون است، به زیارت ایشان رویم و به روضه سلطان محمد محروق در تلاجرد تشریف آوردند و آن روضه مقدسه را زیارت فرمودند و حال آن‌که سلطان محمد محروق در مرتبه نسب با والد حضرت سلطان (صلوات‌الله‌وسلامه‌علی‌رسول‌الله‌وعلی‌آله‌الائمه‌المعصومین‌و‌سلّم) مساوات دارند و بیان هر دو نسب چنین ثابت و محقق است: الامام موسی بن الامام جعفر بن الامام محمد ابن الامام زین العابدین علی بن الامام امیرالمؤمنین ابی عبدالله الحسین بن امیرالمؤمنین کرّم الله وجههم و نسب دوم الامام محمد بن الامام محمد بن الامام زید بن الامام زین العابدین علی بن الامام امیرالمؤمنین ابی عبدالله الحسین بن امیرالمؤمنین کرم الله وجههم. [۱]

    ظاهراً منظور خلیفه از تساوی رتبه نسبِ والد امام رضا (علیه‌السّلام) با نسب امام‌زاده محروق این است که هر دو از سادات حسینی هستند نه این‌که هر دو فرزند یک پدر باشند، زیرا چنان‌که ملاحظه گردید نسب امام کاظم (علیه‌السّلام) و امام‌زاده محمد محروق به دو شاخه از فرزندان امام سجّاد (علیه‌السّلام) مربوط می‌شود؛ امام کاظم (علیه‌السّلام) از نوادگان امام محمد بن علی‌باقر (علیهما‌السّلام) و امام‌زاده محروق از نوادگان زید بن علی (علیه‌السّلام) است.

    به هر حال، این اقدام امام رضا (علیه‌السّلام) در نیشابور ضمن این که احترام به امام زاده محروق و تایید شخصیت و اشاره به مقام معنوی او بوده، پایه گذار سنّت حسنه‌ای در باب توجه به قبور سادات و ذریه ائمه (علیهم‌السّلام) که نوعاً الهام بخش مسیر اهل‌بیت عصمت (علیهم‌السّلام) بوده‌اند نیز می‌باشد. بدون تردید، مردم نیشابور نیز از این حرکت امام رضا (علیه‌السّلام) تبعیّت کرده‌اند، چنان‌که خلیفه در بخش مربوط به مقابری که زیارت‌گاه مردم نیشابور است، از جمله مرقد امام‌زاده محروق را ذکر نموده و با عبارت‌های زیر آن را توصیف کرده است:

    مسجد سلطان علوی شهید مقبول، ولی الله المقتول، فلذه (پاره) کبد الرسول صلوات الله و سلامه علیه و علی آله المعصومین اجمعین نام و نسب مبارک ایشان بر لوحی مسطور بر سر روضه ایشان به این ترتیب است: هذا قبر الامام محمد بن محمد بن زید بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب (علیه‌السّلام) و رضی الله عنهم اجمعین. [۲]

    هم‌اینک نیز بارگاه و مرقد امام‌زاده محمد محروق در مجاورت مقبره عمر خیام، از باشکوه‌ترین اماکن مقدس نیشابور محسوب می‌شود. چنان‌که ملاحظه گردید، خلیفه به شهادت و قتل امام‌زاده محمد محروق تصریح دارد. مشهور این است که جسد این امام زاده بزرگوار توسط حکّام وقت نیشابور با آتش سوزانده شده و لذا به «محروق» ملقّب گردیده است. این موضوع نیز گویای گوشه‌ای از مبارزات و مجاهدات طاقت فرسای سادات و پیروان ائمه (علیهم‌السّلام) در برابر حکّام جور و یادآور قیام یحیی بن زید و شهادت او و به دار‌آویختن وی توسط حکّام اموی در جوزجان خراسان است. بی‌شک، این مجاهدت‌ها از سویی و قساوت خصم از سوی دیگر، در بیداری مردم و هدایت ایشان به صراط مستقیم تاثیری عمیق و ماندگار داشته است.

    معرفی اجمالی امام‌زاده محمد محروق
    [ویرایش]

    جناب محمد فرزند محمد فرزند زید فرزند امام زین‌العابدین (علیه‌السلام) پیشوای چهارم شیعیان مانند سایر بنی‌هاشم و علویین در زمان خلافت مامون عباسی، در سال ۱۹۹ هجری قمری در راس نهضتی در کوفه علیه خلافت عباسی قیام کرد و در نهایت پس از سرکوبی قیام و کشته شدن رهبر نظامی آن محمد بن محمد محروق (رهبر فکری و سیاسی شورش) برای اخذ تصمیم به مرو که مرکز خلافت بود فرستاده شد. اما در سال ۲۰۰ هجری قمری به دستور حاکم نیشابور به شهادت رسید.

    ← محمدمحروق و قیام ابوالسرایا

    در مورد شخصیّت امام‌زاده محمد محروق، در کتاب‌های رجالی شیعه هیچ مطلبی نیامده است. اما براساس گزارش‌های مندرج در منابع نسب‌شناسی و تاریخی، محمد بن محمد بن زید بن علی بن حسین (علیه‌السّلام) (امام زاده محروق) جزء علویانی بود که در قیام ابوالسّرایا، سرّی بن منصور ذهلی شیبانی [۳] [۴] [۵] ـ دهم جمادی الثانی سال ۱۹۹ ق [۶] [۷] ـ شرکت داشت.
    فرماندهی نظامی قیام با ابوالسرایا بود و لذا این قیام بیشتر به نام قیام ابوالسریا معروف شده است، [۸] [۹] ولی رهبری سیاسی و فکری قیام برعهده ابن طباطبا، یعنی ابوعبدالله محمد بن طباطبا ابراهیم بن اسماعیل بن حسن بن حسن بن علی بن ابی طالب (علیهما‌السّلام) [۱۰] [۱۱] [۱۲] [۱۳] بود که طی برهه‌ای، رهبری زیدیه و علویان را عهده‌دار شد. [۱۴]

    ابن طباطبا (محمد بن ابراهیم حسنی) در اثنای قیام بر اثر بیماری وفات یافت. [۱۵] در پی درگذشت ابن طباطبا، محمد محروق در حالی که کمتر از بیست سال عمر داشت، [۱۶] [۱۷] رهبری قیام و در واقع، امامت زیدیّه را در اواخر سال ۱۹۹ق برعهده گرفت. [۱۸] [۱۹] [۲۰] ظاهراً به همین دلیل است که حاکم نیشابوری از محمد محروق با عنوان «الامام محمد» و «سلطان محمد محروق» یاد کرده است، [۲۱] هم‌چنان که یکی از منابع نیز او را «احد الائمه الزیدیه؛ یکی از پیشوایان زیدیه» شمرده است. [۲۲]

    قیام ابوالسرایا پس از پیشرفت‌های بسیار در کوفه و شهرهای جنوبی عراق و در حالی که سران قیام، سلطه سیاسی خود را از یک سو تا مدائن و واسط و بصره و اهواز و از سوی دیگر تا یمن گسترش داده بودند، [۲۳] [۲۴] توسط هرثمه بن اعین که اینک تحت فرمان حسن بن سهل، والی عراق و بغداد بود [۲۵] و البته به وسیله حیله‌ای تبلیغاتی نظیر حیله عمرو عاص در صفین، [۲۶] در آغاز سال ۲۰۰ق (شانزدهم محرم) به شکست کشیده شد. [۲۷] [۲۸] [۲۹] [۳۰]
    ابوالسرایا توسط حسن بن سهل در مدائن یا در نهروان، در روز دهم ربیع الاول سال ۲۰۰ق گردن زده شد و محمد محروق به دستور حسن بن سهل نزد مامون که در خراسان (مرو) به سر می‌برد اعزام گردید. [۳۱] [۳۲] [۳۳] [۳۴] [۳۵] [۳۶] [۳۷]

    ← محل شهادت و مرقد

    گزارش منابع تا این‌جا یک دست است؛ یعنی تقریباً همه منابعی که به قیام ابوالسرایا پرداخته‌اند این موضوع را گزارش کرده‌اند که محمد بن زید به خراسان نزد مامون اعزام شد، اما درباره فرجام محمد که چگونه و در کدام یک از شهرهای خراسان رقم خورده است، برخی منابع، سکوت کرده، [۳۸] [۳۹] [۴۰] [۴۱] [۴۲] [۴۳] [۴۴] برخی درگذشت محمد را در مرو دانسته، [۴۵] [۴۶] [۴۷] [۴۸] و در این میان تنها منبعی که درگذشت محمد را در نیشابور ثبت کرده، حاکم نیشابوری است که چنان‌که گذشت افزون بر ذکر مدفن وی در نیشابور و ذکر نسب او از روی سنگ قبرش، زیارت مرقد وی را توسط امام رضا (علیه‌السّلام) نیز گزارش کرده است. بنابراین، تضاد و تعارض تنها میان گزارش حاکم از یک سو و گزارش منابعی که محل شهادت و مرقد محمد محروق را در مرو دانسته‌اند از سوی دیگر برقرار است.
    بارگاه محمد محروق
    برای بررسی این دو گزارش متعارض، از میان گزارش‌های مدعی شهادت محمد محروق در مرو و وجود مرقد وی در این شهر قوی‌ترین گزارش را برمی‌گزینیم و تکلیف آن را در برابر گزارش حاکم که مرقد محمد محروق را در نیشابور دانسته روشن می‌کنیم و طبعاً از بررسی دیگر گزارش‌های مدعی شهادت محمد محروق در مرو بی‌نیاز خواهیم بود. یکی از این دو گزارش، از حاکم نیشابوری مؤلف کتاب تاریخ نیشابور و صاحب المستدرک علی الصحیحین (متوفای ۴۰۵ق) است و دیگری متعلق به سید ابی‌طالب عزّالدین حسینی مروزی نسب‌شناس بزرگ و مؤلف شانزده عنوان کتاب در علم انساب و رجال و بعضاً مشتمل بر شصت مجلد، [۴۹] (متوفای پس از سال ۶۱۴ق) می‌باشد.

    گزارش حاکم درباره قبر امام‌زاده محمد محروق در نیشابور که به دو مناسبت ایراد شده بود، پیش از این ملاحظه شد. کیفیت گزارش حاکم بسیار گویا و صریح است و جایی برای توجیه و تاویل و احتمال خطا برجای نمی‌گذارد. حاکم، خود اهل نیشابور بوده و مستند وی لوح روی قبر امام زاده محروق است.

    گزارش سیدابوطالب مروزی درباره وجود قبر امام‌زاده محمد در شهر مرو نیز در صراحت و اتقان همانند گزارش حاکم نیشابوری است. سیدابوطالب که در نسب‌شناسی «سادات» زبردست، و خود ساکن مرو بوده و در این شهر منصب قضاوت داشته [۵۰] و کتاب الفخری فی انساب الطالبیین را به تقاضای فخر رازی مفسر بزرگ قرآن کریم نگاشته است، [۵۱] درباره محمد بن محمد بن زید می‌نویسد:

    بازماندگان محمد بن زید الشهید تنها از طریق یکی از دو فرزند وی به نام جعفر ملقب به رئیس و شاعر می‌باشد، و اما فرزند دیگر محمد بن زید، به نام محمد بن محمد، ملقب به «المؤید بالله» که یکی از ائمه زیدیه بود، بازمانده‌ای ندارد. هم جعفر بن محمد بن زید و هم محمد بن محمد زید، هر دو در مرو به قتل رسیدند و قبر آن دو در این شهر است. قبر محمد در محله «شلکیانه» و قبر جعفر در پشت کوچه «ساسان» و در کنار نهر «سفرنرم» واقع است. [۵۲]

    با همه این اوصاف، گزارش حاکم محفوف به قراینی است که آن را بر گزارش سیدابوطالب مروزی قوت می‌بخشد. نخست، آن که مستند گزارش حاکم، لوح موجود بر روی قبر آن بزرگوار بوده است، در حالی که مستند گزارش مروزی معلوم نیست و احتمالا متکی به شهرت بوده است، و چه‌بسیار شهرت‌هایی که با واقعیّت انطباق ندارد. دوم، آن که گزارش حاکم، دست‌کم دویست سال پیش از گزارش مروزی ثبت شده و طبعاً از اصالت بیشتری برخوردار است. سوم، این‌که، باوجود تبحّر مروزی در نسب‌شناسی سادات، کار او در مورد عموم سادات در سراسر جهان اسلام است و حال آن‌که تاریخ حاکم، تاریخ محلّی است و معمولا تاریخ‌های محلّی از اتقان بیشتری برخوردار است. چهارم، آن‌که براساس گزارش حاکم، امام رضا (علیه‌السّلام) که معاصر محمد بن محمد بن زید بوده، مرقد وی را در نیشابور زیارت کرده و ضمن تایید سیادت وی، در این میان هیچ سخنی از ناحیه حضرت که گویای خدشه در نسب وی باشد، ثبت نشده است. با توجه به حساسیّت و اهتمام مردم نیشابور به سخنان حضرت، چنان‌چه ایشان درباره امام‌زاده مزبور دیدگاه و سخنی برخلاف تصور مردم داشت، مطمئناً در تاریخ می‌ماند. پنجم، این‌که مرقد و بارگاه این امام‌زاده پیش و پس از حمله مغول یک‌سره در این شهر با همین نام و نسب برقرار بوده و هیچ‌کس در آن خدشه نکرده است. بنابراین، گزارش حاکم در باب محل قبر امام‌زاده محروق اطمینان بخش‌تر از گزارش سیدابوطالب مروزی به‌نظر می‌رسد.

    ← چگونگی شهادت

    در باب چگونگی شهادت امام‌زاده محروق در میان گزارش‌های موجود، هیچ‌جا سخن از سوزانده شدن جنازه او در میان نیست. آن‌چه در گزارش‌های موجود بدان تصریح شده، «مقتول» بودن وی می‌باشد که در این میان در برخی منابع به قتل وی به وسیله سمّ که منجر به تکه تکه شدن ریه او و خروج آن از حلقوم مبارکش گردیده، تصریح شده است. [۵۳] [۵۴] [۵۵] [۵۶] [۵۷] تنها در تاریخ حاکم، بی‌هیچ توضیحی، از او با عنوان «سلطان محمد محروق» یاد شده است. [۵۸]

    بنابراین، آن‌چه در علت توصیف امام‌زاده محمد به (محروق) گفته می‌شود صرفاً روایت شفاهی است، (گفتنی است که آقای نظریان از متولیان آستانه مقدسه امام زاده محمد محروق که ظاهراً دستی در تاریخ نیز دارد، اذعان داشت که در علت توصیف این امام زاده به (محروق)، جز روایات شفاهی منبعی وجود ندارد.) لذا این احتمال وجود دارد که در این میان، تصحیف و تبدیلی صورت گرفته باشد؛ به این ترتیب که عنوان «مهروق» (کسی که خونش ریخته شده) به «محروق» تبدیل شده است. تبدیل «هاء» به «حاء» در گویش نیشابوری بی سابقه نیست، چنان که در این گویش به «هوله»، «حوله» و به «هال»، «حال» گفته می‌شود. بدین ترتیب، عنوان «محروق» (مهروق) با گزارش منابع تاریخی هماهنگ می‌شود.

    ← تاریخ شهادت

    نکته دیگر درباره با امام‌زاده محمد محروق (مهروق)، سال شهادت وی است. براساس منابع، قیام ابوالسرایا و ابن طباطبا و محمد بن محمد بن زید در آغاز سال ۲۰۰ق یعنی در یازدهم یا شانزدهم ماه محرم شکست خورده است، [۵۹] [۶۰] [۶۱] ابوالسرایا در دهم ماه ربیع الاول (ماه دوم سال ۲۰۰ق) به قتل رسیده و در همین تاریخ، محمد همراه سر ابوالسرایا از عراق به خراسان اعزام شده است. [۶۲] بنابه گزارش ابوالفرج، محمد چهل روز پس از رسیدن نزد مامون در خراسان، به شهادت رسیده است. [۶۳] بنابراین، با محاسبه زمان لازم جهت پیمودن مسیر عراق تا خراسان، می‌توان حدس زد که وی در ماه پنجم یا ششم سال ۲۰۰ ق شهید شده است. طبعاً گزارش برخی منابع که شهادت او را در سال ۲۰۲ ق و در سن بیست سالگی دانسته است، [۶۴] صحیح به‌نظر نمی‌رسد.

    مؤید دیگر برای تعیین شهادت امام‌زاده محروق (مهروق) در سال ۲۰۰ق، گزارش حاکم نیشابوری مبنی بر زیارت مرقد او توسط امام رضا (علیه‌السّلام) است، [۶۵] و حال آن‌که امام رضا (علیه‌السّلام) در سال ۲۰۰ق توسط مامون از مدینه به مرو احضار گردیده و در همین سال آن حضرت وارد نیشابور شده [۶۶] و در سال ۲۰۱ق در مرو و نزد مامون بوده است. [۶۷] [۶۸] بنابراین، زمان زیادی از شهادت محمد در نیشابور نگذشته بوده که امام رضا (علیه‌السّلام) مرقد وی را زیارت کرده است.

    ← اندیشه مذهبی محمدمحروق

    آخرین نکته گفتنی درباره امام‌زاده محمد این است که او از جمله سادات زیدی مذهب و از ائمه زیدیّه بوده است. [۶۹] [۷۰] [۷۱] [۷۲] از طرف دیگر، امام رضا (علیه‌السّلام) نسبت به رفتار برادرش زید بن موسی بن جعفر (علیهما‌السّلام)، معروف به «زید النّار» که در دوره کوتاه پیشرفت قیام ابوالسریا از طرف محمد بن محمد بن زید (محمد محروق) بر ولایت اهواز گمارده شد، [۷۳] موضع هشدار دهنده و توبیخ آمیزی دارد. [۷۴] [۷۵] در عین‌حال، امام (علیه‌السّلام) چنان‌که پیش از این ملاحظه شد با لحنی ملایم و اقدامی از سر رافت و رحمت، مرقد محمد را در نیشابور زیارت می‌کند. [۷۶]
    لذا در این‌جا این سؤال مطرح می‌شود که حقیقتاً‌ اندیشه مذهبی محمد محروق چه بوده و موضع امام (علیه‌السّلام) در برابر او چیست؟ و زیارت مرقد وی توسط امام (علیه‌السّلام) به چه معنا است؟
    تردیدی نیست که امام رضا (علیه‌السّلام) مذهب زیدیّه را تایید نمی‌کند، اما آیا محمد و پیش از او ابن طباطبا (محمد بن ابراهیم حسنی) که رهبری زیدیّه را برعهده گرفتند، زیدی مذهب بودند؛ به این‌معنا که قائل به نظریه زیدیّه در باب امامت بودند و طبعاً امام رضا (علیه‌السّلام) را به‌عنوان حجت خدا قبول نداشتند؟

    ← عقاید رهبران علوی قیام ابوالسرایا

    قراینی وجود دارد حاکی از این که رهبران علوی این قیام، انحراف عقیدتی نداشته‌اند و موضع ائمه (علیهم‌السّلام) در برابر قیام ابوالسرایا و ابن طباطبا و محمد محروق نیز مشابه موضع ایشان در برابر قیام زید بن علی (علیه‌السّلام) [۷۷] [۷۸] بوده است که بدون توجه به شرایط شدیداً تقیه‌آمیز آن عصر برای ائمه معصومین (علیهم‌السّلام)، [۷۹] [۸۰] نمی‌توان قضاوت و برداشت درستی از موضع ایشان در این زمینه داشت. براساس منابع، ابن طباطبا که محمد محروق جانشین وی شد، مردم را به سوی خود نخوانده، بلکه مردم را به «الرضا من آل محمد و العمل بالکتاب و السنه؛ (شخص پسندیده و مورد قبول از اهل بیت (علیهم‌السّلام) و عمل به قرآن و سنت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) » فراخوانده است. [۸۱] [۸۲] [۸۳] [۸۴]
    هنگامی که پس از پیروزی‌های نخست قیام، ابوالسرایا اقدام به ضرب سکّه نمود، روی سکّه‌های ضرب شده، تنها این آیه شریفه حک شده بود: «انّ الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفاً کانهم بنیان مرصوص». [۸۵] [۸۶] و [۸۷] بنابراین، هیچ بعید نیست که رهبران قیام از باب تقیه، اعتقاد خویش به امامت امام رضا (علیه‌السّلام) و ارتباط معنوی و فکری خود را با آن حضرت، کتمان کرده باشند تا چنان‌چه قیام ایشان شکست خورد، صدمه‌ای به اساس تشیّع وارد نشود.

    علاوه براین، ابوالفرج روایاتی را به صورت مسند از امام باقر (علیه‌السّلام) و زید بن علی (علیه‌السّلام) نقل کرده است که طی آن‌ها قیام ابن طباطبا پیش بینی شده و از او و قیامش با جمله‌هایی به این مضمون که «در ماه جمادی الاولی از سال ۱۹۹ق مردی از ما، در کوفه قیام می‌کند و مردم با او بیعت می‌کنند که فرشتگان به او مباهات می‌کنند»، [۸۸] تجلیل شده است.
    بنابه نقل ابن شهرآشوب، امام رضا (علیه‌السّلام) نیز به مناسبت تعبیر رؤیای یاسر، خادم حضرت، از قیام ابن طباطبا خبر داده و فرموده است: «مردی از اهل‌بیت من خروج می‌کند که هفده روز زمام امور را به دست می‌گیرد و سپس وفات می‌کند». چیزی نگذشت که محمد بن ابراهیم (ابن طباطبا) با همراهی ابوالسریا قیام کرد و پس از هفده روز درگذشت. [۸۹] گرچه در عبارت امام رضا (علیه‌السّلام) حمایت صریحی از قیام ابن طباطبا نشده است، لکن اگر به شرایط تقیه آمیز آن عصر توجه کنیم، ردّ نشدن این قیام، خود می‌تواند نشانه تایید آن باشد، به‌ویژه آن‌که انتساب حضرت ابن طباطبا را به خود با عبارت «مردی از اهل‌بیت من» خالی از ملاطفت نیست، در حالی که آن حضرت (علیه‌السّلام) که از رفتار برادرش زید النار، ناراضی بود، در اعتراض به اقدامات خلاف وی اخوّت خویش را با او نفی کرد و جواب سلامش را نداد. [۹۰]

    البته بیان توبیخ آمیز امام (علیه‌السّلام) نسبت به زید النّار به عنوان یکی از عاملان محمد محروق مسئله‌ای موردی است و موضع منفی امام (علیه‌السّلام) در برابر زید، به دلیل اقدامات خشونت‌بار و بی‌ضابطه وی در بصره [۹۱] [۹۲] [۹۳] [۹۴] بوده و به اصل قیام ابن طباطبا و محمد محروق ارتباطی ندارد. حتی از برخی روایات منقول از امام رضا (علیه‌السّلام) چنین برمی‌آید که زید النّار انحراف عقیدتی نیز داشته و به شیعیان و محبّان امام رضا (علیه‌السّلام) توهین کرده است. لذا حضرت به وی هشدار می‌دهد که: یا زید ایّاک ان تهین من تصول به من شیعتنا فیذهب نورک… فان انت اسات الیهم ظلمت نفسک و بطلت حقّک… من خالف دین الله فابرا منه کائناً من کان، من ایّ قبیله کان…
    «من از هرکس که مخالف دین خدا باشد، برائت و بیزاری می‌جویم، هرکس و از هر قبیله که باشد». [۹۵] [۹۶]

    ← نسب

    بر اساس گفته‌ی سیداحمد یزدی اردکانی صاحب شجره الاُولیا، از نسابین مشهور و معتبر، از فرزندان بلافاصله امام زین العابدین (علیه‌السلام)، یکی زید شهید است که چهار پسر داشته؛ نخست محمد و دوم یحیی و سوم نیز یحیی ملقب به ابی عیسی و چهارم حسین ملقب به ذی الدمعه که گویند از فرط گریستن از خوف خدا در فرجام زندگی نابینا شده بود و در زهد و تقوی و علم و فضل سرآمد روزگار خویش به‌شمار می‌آمده و کنیه وی ابوعبدالله بوده است و به روایت امام صادق (علیه‌السلام)، ذی الدمعه، در سال ۱۳۴ هـ.ق دامن از سرای خاک برگرفته و به عالم باقی شتافته است.
    از فرزندان وی علی و حسین و یحیی و محمد را نام برده اند، که این محمد، نام مادرش ام ولد مسما به عاتکه، در نیشابور شهید شد و مقبره‌اش اینجاست و نبیره اما سجاد (علیه‌السلام) می‌باشد و به «امامزاده محمد محروق» معروف است.

    ← فرزندان

    ۱. سید رضی‌الدین سید احمد( از نادر شاه ۱۱۵۷ ح -کریم خان زند ۱۱۹۰ ح) سید رضی الدین (ح- ۱۲۰۳) سیدمیرمحمد ملقب به میرزا کوچک شیخ الاسلامی (فتح علی شاه ۱۲۴۳ -ناصرالدین شاه -۱۲۶۷ محمدعل شاه-۱۲۵۱ )سیداسماعیل شیخ الاسلامی. همسرش غذرا سادات بنت حاج میرزااحمد ۱۲۷۱) فرزند سیدمحمد (مظفرالدین شاه) زهرا بنت میرزا ابوالفضل بهروز – طاهره بنت میرزا محمد ۱۳۳۳)… (خانواده ها شیخ الاسلامی . صالح تهجدی . علامه عسکری و میراسلامی امین تقوی .شکروی . شریعتمدار ساوجی..)
    ۲. لطیف فرزندش شرف فرزندش مخدوم فرزندش محتشم فرزندش صالح فرزندش محتشم فرزندش محتشم فرزندش الحاج السید المیرزا احمد ساوجی (وفات ربیع اولال سنه ۱۳۰۴ فمری در قبرستان شیخان قم).

    اشخاص مهم خاندان
    [ویرایش]

    اکنون به طور اجمال به معرفی برخی از بزرگان خاندان امامزاده سیدمحمد محروق می‌پردازیم:

    ← سیدمیرزا احمد حسینی ساوجی

    حاج میرزااحمد ساوجی؛ از مشاهیر علما و مشایخ بود. خدمت استاد اعظم حاج ملااحمد نراقی؛ صاحب مستند و مناهج و غیرهما و رئیس مفخّم حاج میرزا مسیح مجتهد طهرانی تحصیل و تکمیل کرد و در سال یک هزار و سیصد و چهار (۱۳۰۴ق) به رحمت ایزدی پیوست». [۹۷] [۹۸]
    سنگ قبر میرزا احمد ساوجی
    اعتماد السلطنه در منتظم ناصری نیز نام ایشان را با عنوان «حاجی میرزا احمد مجتهد» در شمــار رجال ساوه یاد کرده است. [۹۹] [۱۰۰] منابع دیگر [۱۰۱] [۱۰۲] [۱۰۳] [۱۰۴] همه از این منبع نقل کرده‌اند. عجیب اینکه علامه تهرانی در طبقات اعلام الشیعه دوبار به معرفی این فقیه و دانشمند پرداخته است:

    «السید المیرزا احمد الساوجی (۰۰۰-۱۳۰۵)؛ هو السید المیرزا احمد بن محتشم بن محمد صالح الحسینی الساوجی عالم فقیه، کان من تلامیذ العلامه المولی احمد نراقی و المیرزا مسیح الطهرانی و کان یلقّب بشیخ المجتهدین کما فی (المآثرو الآثار) توفّی (۱۳۰۵) و هوالجدّ الامی للعلامه السیّد ابی محمد الساوجی السابق ذکره [۱۰۵] »

    «المیرزا احمد الساوجی (۰۰۰-۱۳۰۵)؛ من مشاهیر علماء عصره و فقهائه ذکره فی (المآثرو الآثار) [۱۰۶] مع التجلیل و الثناء الجزیل و ذکر انّه تلمّذ علی العلامتین المولی احمد النراقی مؤلف (المستند) و المیرزا مسیح الطهرانی و توفّی فی (۱۳۰۵) انتهی (اقول). هو ابو الزوجه العلامه السیدابوالحسن الساوجی المذکور فی [۱۰۷] من هذا الکتاب کما حدّثنی به و رزق منها ولده الفاضل الجلیل الآقا میرزا علی الساوجی المترجم فی (آئینه دانشوران) مع تصویره المشترک المقابل ص۵۶» [۱۰۸]

    مرحوم میرزا احمد ساوجی در این نوشته نسب خود را این‌گونه قلم زده است: «احمد شهاب‌الدین بن محتشم بن صالح بن محتشم بن مخدوم بن شریف بن لطیف الحسینی الساوجی». تاریخ ولادت خود را نیز نیمه ماه رجب ۱۲۱۷ نگاشته است. تاریخ وفات او که به قلم یکی از فرزندانش تحریر شده ربیع الاول ۱۳۰۴ است. نکته دیگر اینکه صبیِه ایشان عذرا خانم متعلّقه آیت‌الله سیداسمـاعیل حسینی ساوجی و صبیّه دیگر سکینه خاتون همسر عالم بزرگ ساوه میرزا مسیح ساوجی بوده‌اند و صبیّه دیگر که نویسنده نام برده در کودکی از دنیا رفته است.

    میرزا احمد ساوجی منصب شیخ‌الاسلامی ساوه را به‌عهده داشته و پس از درگذشت ایشان این منصب به دامادش سیداسمـاعیل حسینی ساوجی منتقل شده است و نوادگان سیداسمـاعیل حسینی ساوجی به سادات شیخ‌الاسلامی و حسینی شهرت دارند. خاندان این فقیه اکنون با نام‌های سادات سبط احمدی و سجادی و رضوانی و حسینی و شیخ‌الاسلامی در تهران و قم و ساوه و دیگر شهرها مشهور هستند. برخی از نوادگان عالم و فاضل ایشان در کتاب آئینه دانشوران با نام‌های سیداحمد و سیدعلی سجادی معرفی شده است. [۱۰۹] آرامگاه میرزا سید احمد حسینی ساوجی در قبرستان شیخان قم در کنار مزار محدث بزرگ شیعه و اصحاب امامان حضرت صادق و موسی بن جعفر و علی بن موسی الرضا (علیهم‌السلام)؛ زکریا بن ادریس اشعری قمی قرار دارد. لوح نوشته آرامگاه بدین شرح است: [۱۱۰]

    «الناس موتی و اهل العلم احیاء، هذا مرقد الشریف و مضجع المنیف للسیّد الجلیل و الحبر النبیل، صاحب نفس الزکیّه و المقامات العلیّه و جامع العلوم العقلیّه و النقلیّه الحاج میرزا احمد الساوجی قدّس سرّه، تاریخ وفاته ربیع الاوّل سنه ۱۳۰۴قمریّه، تاریخ تجدید اللوح شوّال المکرّم ۱۴۱۹قمریّه».(برای مشاهده مصاحبه با آیت‌الله سیدحسن سبط‌احمدی به لینک ذیل مراجعه کنید.

    ←← فرزندان میرزا احمد

    فرزندان الحاج السید المیرزا احمد ساوجی ( تولد ۱۱۹۱ ق- و ۱۳۰۳ ق)
    ۱- سیدابوالحسن
    ۲- سیدداود
    ۳- سیدرضا
    ۴- سیدعبدالحسین
    ۵- سیدعلی
    ۶- سیده عذرا همسر سیداسماعیل شیخ الاسلامی مادر آقا علامه عسکری، آقا تهجدی، شیخ الاسلامی.

    ← میرزا عبدالله رضوانی

    میرزا عبدالله رضوانی
    حاج میرزا سیدعبدالله رضوانی فرزند سیدداود فرزند حاج میزرا احمد ساوجی در یوم سه‌شنبه هفتم ماه صفر المظفر سال ۱۲۷۹ قمری در ساوه متولد و در تاریخ پنجشنبه بیست و هشتم شهر رمضان سال ۱۳۵۶ در سن ۷۸ سالگی وفات و در قم در ابن بابویه دفن شد.

    ← سیدمحمد بن اسماعیل شیخ‌الاسلام ساوجی

    مرحوم آیت‌الله سیدمحمد بن اسماعیل حسینی ساوجی (شیخ‌الاسلام ساوجی) عالمی فقیه و پرهیزگار بود. ایشان سالیان متمادی ملازم و همراه عالم ربانی عابد زاهد حضرت آیت‌الله سیدمرتضی کشمیری (رحمهالله) بود و از شدت ارادتی که به این استاد بزرگوار داشت بعد از وفات ایشان نام فرزندش را مرتضی گذاشت.
    ایشان پس از تعلّم علوم دینی و تحصیل کمالات و استفاده از علمای نجف به شهر سامرا (که پس از نجف یکی از مراکز علمی بود) هجرت کردند.
    حضرت آیت‌الله میرزا محمد تهرانی (که از علمای بزرگ شهر سامرا بود) وقتی کوشش‌ها و تلاش‌های علمی ایشان را می‌بیند دخترش را به ازدواج سیدمحمد در می‌آورد [که حاصل این ازدواج دو فرزند به نام‌های سید‌هادی و سیدمرتضی می‌باشد] برادر بزرگ‌تر سید‌هادی در حدود سال ۱۳۳۶ه‌. ق و در حدود ۶ سالگی در اثر بیماری وبا در راه کربلا به نجف از دنیا رفت.
    سرانجام این عالم ربانی و خدمت‌گزار (زمانی که برای بهره گرفتن از زیارت مخصوص امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) به نجف آمده بود) در نجف بیمار شده و در تاریخ بیست و پنجم ذیحجهالحرام ۱۳۳۳ه‌. ق وفات نمودند. بدن مبارکشان را پس از غسل و طواف به وادی السلام منتقل کرده و در کنار قبر پدر بزرگوارشان (جنب قبر حضرت هود و حضرت صالح (علی‌نبینا‌و‌آله‌علیهما‌السلام)) دفن نمودند.

    ← علامه عسکری

    استاد علامه سیدمرتضی عسکری پژوهشگر تاریخ اسلام و حدیث‌شناس و رئیس دانشگاه اصول دین، در هشتم جمادی الثانی سال ۱۳۳۲ ق در شهر سامراء متولد شد و سپس در حوزه علمیه سامراء به‌تحصیل پرداخت. خانواده‌ او، روحانی‌ و ایرانی‌ الاصل‌ و اهل‌ ساوه بودند. جدّ او آیت‌اللّه‌ میرزا محمّد شریف‌ عسکری‌ تهرانی‌ (معروف‌ به‌ خاتمه‌ی‌ محدثین) بود. وی، سیره‌ این‌ صالح‌ را سرمشق‌ خود کرد تا روزی‌ شیوه‌ سلف‌ را احیا کند و تداوم‌ بخشد و این‌گونه‌ بود که‌ شد آن‌چه‌ که‌ شد: علامه‌ای‌ شهیر در دوران‌ معاصر.
    تصویر علامه عسکری
    وی در محرم سال ۱۳۵۰ ق به شهر مقدس قم هجرت کرد. در این شهر دروس سطح اصول و فقه را نزد آیت‌الله مرعشی نجفی (رحمهالله) و آیت‌الله حاج شیخ محمدحسین شریعتمداری ساوجی تلمذ کرد. از دیگر اساتیدی که ایشان در آن دوره به استفاده از محضرشان توفیق یافت، عبارتند از: مرحوم حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خمینی (ره) در کلام و عقاید، حاج میرزاخلیل کمره‌ای در علم تفسیر، آیت‌الله حاج شیخ مهدی شهید (پایین شهری) در علم اخلاق و تهذیب نفس. وی علاوه بر بررسی کتب شیعه با تکیه بر کتاب و سنت، احادیث و روایات اهل‌سنت را مورد بررسی قرار داده‌ است.

    از مجموع امتیازات انسان، اصالت و نجابت و حَسَب و نَسَب پاک جایگاه ویژه‌ای دارد. از همین رو پیامبر گرامی اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به پاک‌دامنی خاندانش افتخار می‌کرد و می‌فرمود: «لم یزل الله تعالی ینقلنی من اصلاب الطاهرین الی الارحام المطهرات حتی اخرجنی الی عالمکم هذا».
    پیوسته خداوند متعال مرا از صلب پدران پاک به رحم مادران پاک منتقل کرده تا اینکه به عالم شما پا نهادم.استاد علامه عسکری نیز از این امتیاز ویژه برخوردار بوده و چنانچه برخی تراجم‌نویسان (نظیر حاج آقا بزرگ تهرانی) آورده‌اند پدران ایشان عالمان بزرگ و پرهیزگاری بودند که نسل در نسل در خدمت به دین و مکتب تشیّع به سر برده‌اند و در تربیت و هدایت مردم به سمت مکتب اهل‌بیت ‌(علیهم‌السّلام) کوشش‌های فراوانی نمودند.
    قبل از عصر صفوی در شهر ساوه مذهب تسنن حکومت می‌کرد و مردم آن دیار به مکتب خلفا معتقد بوده و بر آن تعصب داشتند. بعد از آن عصر آنگاه که اجداد ایشان به آن دیار منتقل شدند رفته رفته مردم به مذهب حق جعفری گرایش یافتند. این خاندان قرن‌ها در شهر سبزوار سکونت داشتند و بعدها به ساوه آمدند و سمت شیخ‌الاسلام آن ناحیه را عهده‌دار شدند.

    ← شیخ اسداللّه مجتهدی ساوه‌ای

    اسداللّه مجتهدی ساوه‌ای از علماء و دانشمندان ساوه می‌باشند. وی در ساوه متولد و برای تحصیل به قم مهاجرت نموده و از محضر مرحوم آیت‌اللّه حائری و آیات دیگر قم استفاده و در حدود ۱۳۶۷ قمری به ساوه مراجعت و به اقامه جماعت و سایر خدمات دینی پرداخته تا مبتلا به سکته شده و چند سالی در بستر کسالت افتاده تا به اجل محتوم و موعود از دنیا رفته است.
    فرزند ارجمندش حاج شیخ محمود ساوجی مدتها در قم از محضر آیات عظام مرحوم خوانساری استفاده کرده و بعد به نجف مشرف و چندی هم از محضر مرحوم آیت‌اللّه حاج میرزا عبدالهادی شیرازی و دیگران بهره‌مند شده آنگاه به ایران مراجعت و رحل اقامت در تهران افکنده است. [۱۱۱]

    ← سیدمحمدصالح بن علی تهجدی ساوه‌ای

    آیت‌الله سیدعلی تهجدی
    آیت‌اللّه محمدصالح بن آیت‌اللّه میرزا سیدعلی تهجدی ساوه‌ای از علماء معاصر شهرستان ساوه می‌باشد. وی در سال ۱۳۱۹ شمسی در ساوه متولد شده و در بیت علم و سیادت پرورش یافته و در سال ۱۳۲۹ شمسی برای تحصیل علوم دینی و نیل به درجه اجتهاد و مقامات علمی با مرحوم والد خود عازم نجف اشرف شدند. و مدت بیست و دو سال در حوزه نجف اشرف و مکتب علی (علیه‌السلام) به فراگرفتن و تدریس علوم مشغول بوده و از محضر آیات عظام و مراجع تقلید مانند مرحوم آیت‌اللّه حکیم و آیت‌اللّه خوئی و سایر اساتید بزرگ استفاده کرد.
    در سال ۱۳۵۱ شمسی به دعوت اهالی ساوه که در ضمن طومارهای بزرگ از مراجع تقلید خواسته بودند نامبرده را مجبور نمودند که به ساوه بیایند، به ایران مراجعت نموده و فعلا در این شهرستان مشغول انجام امور مذهبی و امامت مسجد جامع و مورد احترام مردم ساوه می‌باشند. (برای مشاهده مصاحبه با آیت‌الله تهجدی به لینک ذیل مراجعه کنید. [۱۱۲] )
    گروه پژوهشی ویکی‌فقه؛ محمد شرافت.

    پانویس
    [ویرایش]

    ۱. ↑ حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، تاریخ نیشابور، ص۱۳۴، تلخیص محمد بن حسن بن احمد (خلیفه نیشابوری)، به کوشش بهمن کریمی.
    ۲. ↑ حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، تاریخ نیشابور، ص۱۴۴، تلخیص محمد بن حسن بن احمد (خلیفه نیشابوری)، به کوشش بهمن کریمی.
    ۳. ↑ ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، ص۳۴۶، تحقیق محمد و مصطفی عبدالقادر عطا، چاپ اول:بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۲ق/ ۱۹۹۲م.
    ۴. ↑ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۶، ص۳۰۵.
    ۵. ↑ ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۶، ص۳۴۰.
    ۶. ↑ ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، ص۳۴۸.
    ۷. ↑ ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۶، ص۳۰۲.
    ۸. ↑ ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، ص۳۴۴.
    ۹. ↑ ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۶، ص۳۰۲.
    ۱۰. ↑ ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، ص۳۴۴-۳۵۴.
    ۱۱. ↑ ابن طقطقی، محمد بن علی، الاصیلی، ص۱۱۳.
    ۱۲. ↑ ابن طقطقی، محمد بن علی، الاصیلی، ص۱۱۵- ۱۱۶.
    ۱۳. ↑ ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۶، ص۳۰۲.
    ۱۴. ↑ ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، ص۳۴۷.
    ۱۵. ↑ ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، ص۳۵۳-۳۵۴.
    ۱۶. ↑ ابن عِنَبَه، جمال‌الدین بن احمد، عمده الطالب فی انساب آل ابی طالب، ص۳۰۰.
    ۱۷. ↑ ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، ص۳۵۴.
    ۱۸. ↑ مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ج۳، ص۴۳۹.
    ۱۹. ↑ ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، ص۳۵۴.
    ۲۰. ↑ بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۶۶.
    ۲۱. ↑ حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، تاریخ نیشابور، ص۱۳۴، تلخیص محمد بن حسن بن احمد (خلیفه نیشابوری)، به کوشش بهمن کریمی.
    ۲۲. ↑ حسینی مروزی، اسماعیل بن حسین، الفخری فی انساب الطالبیین، ص۵۱.
    ۲۳. ↑ ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، ص۳۵۵-۳۵۷.
    ۲۴. ↑ ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۶، ص۳۰۵.
    ۲۵. ↑ ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، ص۳۵۵-۳۳۷.
    ۲۶. ↑ ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، ص۳۶۳.
    ۲۷. ↑ بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۶۷.
    ۲۸. ↑ ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، ص۳۵۵-۳۵۶.
    ۲۹. ↑ ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، ص۳۶۴.
    ۳۰. ↑ ابن جوزی، عبدالرحمن، المنتظم، ج۱۰، ص۸۲-۸۳.
    ۳۱. ↑ بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۶۸.
    ۳۲. ↑ ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، ص۳۶۶.
    ۳۳. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج۸، ص۵۳۴.
    ۳۴. ↑ ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۶، ص۳۰۹.
    ۳۵. ↑ ذهبی، شمس‌الدین محمد، العبر فی خبر من غبر، ج۱، ص۲۵۹.
    ۳۶. ↑ ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، المعارف، ص۳۸۸.
    ۳۷. ↑ ابن کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ج۱۰، ص۲۴۵.
    ۳۸. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج۸، ص۵۳۵.
    ۳۹. ↑ ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۶، ص۳۰۹.
    ۴۰. ↑ ابن کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ج۱۰، ص۲۴۵.
    ۴۱. ↑ ابن جوزی، عبدالرحمن، المنتظم، ج۱۰، ص۸۳.
    ۴۲. ↑ ذهبی، شمس‌الدین محمد، العبر فی خبر من غبر، ج۱، ص۲۵۹.
    ۴۳. ↑ خلیفه بن خیاط، تاریخ خلیفه بن خیاط، ص۴۷۰.
    ۴۴. ↑ بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۶۸.
    ۴۵. ↑ ابن عِنَبَه، جمال‌الدین بن احمد، عمده الطالب فی انساب آل ابی طالب، ص۳۰۰.
    ۴۶. ↑ حسینی مروزی، اسماعیل بن حسین، الفخری فی انساب الطالبیین، ص۵۱.
    ۴۷. ↑ ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، ص۳۶۶.
    ۴۸. ↑ ابن طقطقی، محمد بن علی، الاصیلی، ص۲۳۸.
    ۴۹. ↑ حسینی مروزی، اسماعیل بن حسین، الفخری فی انساب الطالبیین، ص۱۱-۱۲ (مقدمه آیه الله مرعشی نجفی).
    ۵۰. ↑ حسینی مروزی، اسماعیل بن حسین، الفخری فی انساب الطالبیین، ص۱۶.
    ۵۱. ↑ حسینی مروزی، اسماعیل بن حسین، الفخری فی انساب الطالبیین، ص۱۸.
    ۵۲. ↑ حسینی مروزی، اسماعیل بن حسین، الفخری فی انساب الطالبیین، ص۵۱.
    ۵۳. ↑ حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، تاریخ نیشابور، ص۱۴۴.
    ۵۴. ↑ ابن عِنَبَه، جمال‌الدین بن احمد، عمده الطالب فی انساب آل ابی طالب، ص۳۰۰.
    ۵۵. ↑ حسینی مروزی، اسماعیل بن حسین، الفخری فی انساب الطالبیین، ص۵۱.
    ۵۶. ↑ ابن طقطقی، محمد بن علی، الاصیلی، ص۲۳۸.
    ۵۷. ↑ ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، ص۳۶۶.
    ۵۸. ↑ حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، تاریخ نیشابور، ص۱۳۴.
    ۵۹. ↑ ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، ص۳۶۴.
    ۶۰. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج۸، ص۵۳۴.
    ۶۱. ↑ ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۶، ص۳۰۹.
    ۶۲. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج۸، ص۵۳۴-۵۳۵.
    ۶۳. ↑ ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، ص۳۶۶.
    ۶۴. ↑ ابن عِنَبَه، جمال‌الدین بن احمد، عمده الطالب فی انساب آل ابی طالب، ص۳۰۰.
    ۶۵. ↑ حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، تاریخ نیشابور، ص۱۳۴.
    ۶۶. ↑ حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، تاریخ نیشابور، ص۱۳۴.
    ۶۷. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج۸، ص۵۳۵.
    ۶۸. ↑ ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۶، ص۳۲۶.
    ۶۹. ↑ ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، ص۳۵۴.
    ۷۰. ↑ ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، ص۳۶۵.
    ۷۱. ↑ حسینی مروزی، اسماعیل بن حسین، الفخری فی انساب الطالبیین، ص۵۱.
    ۷۲. ↑ حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، تاریخ نیشابور، ص۱۳۴.
    ۷۳. ↑ ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، ص۳۵۵.
    ۷۴. ↑ شیخ صدوق، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا (علیه‌السّلام)، ج۱، ص۲۵۷-۲۵۹.
    ۷۵. ↑ ابن شهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۳۶۱.
    ۷۶. ↑ حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، تاریخ نیشابور، ص۱۳۴.
    ۷۷. ↑ پیشوایی، مهدی، سیره پیشوایان، ص۴۰۷-۴۱۰.
    ۷۸. ↑ جعفریان، رسول، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه (علیه‌السّلام)، ص۳۶۱-۳۶۴.
    ۷۹. ↑ ابن شهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۴۷۸.
    ۸۰. ↑ امین الاسلام طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری، ج۲، ص۶۰ – ۶۱.
    ۸۱. ↑ ذهبی، شمس‌الدین محمد، سیراعلام النبلاء، ج۱۰، ص۲۸۳، به تحقیق شعیب ارنؤوط و محمد نعیم عرقسوسی.
    ۸۲. ↑ ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، ص۳۴۸.
    ۸۳. ↑ ابن کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ج۱۰، ص۲۴۴.
    ۸۴. ↑ ابن جوزی، عبدالرحمن، المنتظم، ج۱۰، ص۷۳.
    ۸۵. ↑ ابن کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ج۱۰، ص۲۴۴.
    ۸۶. ↑ ابن جوزی، عبدالرحمن، المنتظم، ج۱۰، ص۷۴.
    ۸۷. ↑ صف/سوره۶۱، آیه۴.
    ۸۸. ↑ ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، ص۳۴۸.
    ۸۹. ↑ ابن شهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۴۶۲.
    ۹۰. ↑ ابن شهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۴۶۲.
    ۹۱. ↑ ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، ص۳۵۵.
    ۹۲. ↑ ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۶، ص۳۱۰.
    ۹۳. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج۸، ص۵۳۵.
    ۹۴. ↑ ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد، العبر، ج۴، ص۲۴۴.
    ۹۵. ↑ شیخ صدوق، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا (علیه‌السلام)، ج۲، ص۲۳۵.
    ۹۶. ↑ حکایت موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره)، مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، ج۵، ص۴.
    ۹۷. ↑ اعتماد السلطنه، محمدحسن خان، چهل سال تاریخ ایران در دوره ناصرالدین شاه.
    ۹۸. ↑ اعتماد السلطنه، محمدحسن خان، المآثر و الآثار، به کوشش ایرج افشار (تهران، اساطیر، ۱۳۷۴)، ص۲۲۰.
    ۹۹. ↑ اعتماد السلطنه، محمدحسن خان، منتظم ناصری، ج۲، ص۱۳۰۰.
    ۱۰۰. ↑ اعتماد السلطنه، محمدحسن خان، منتظم ناصری، ج۳ ص۲۱۴۵.
    ۱۰۱. ↑ امین، سیدمحسن، اعیان الشیعه، ج۲، ص۵۹۵.
    ۱۰۲. ↑ آقابزرگ الطهرانی، محمدمحسن، نقباء البشر، ج۱، ص۱۱۶-۱۱۷.
    ۱۰۳. ↑ آقابزرگ الطهرانی، محمدمحسن، نقباء البشر، ۱۱۶ش، ص۲۶۱.
    ۱۰۴. ↑ شریف رازی، محمد، گنجینه دانشمندان، ج۵، ص۲۹۴.
    ۱۰۵. ↑ آقابزرگ الطهرانی، محمدمحسن، نقباء البشر، (مشهد، دارالمرتضی، ۱۴۰۴ق)، ج۱، ص۱۱۶-۱۱۷.
    ۱۰۶. ↑ اعتماد السلطنه، محمدحسن خان، المآثر و الآثار، ص۱۳۶.
    ۱۰۷. ↑ آقابزرگ الطهرانی، محمدمحسن، نقباء البشر، ج۱، ص۷۸.
    ۱۰۸. ↑ آقابزرگ الطهرانی، محمدمحسن، نقباء البشر، ج۱، ص۴۶۰.
    ۱۰۹. ↑ ریحان یزدی، سیدعلیرضا، آیینه دانشوران، (قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۳۷۲) ص۳۷۴-۴۱۶.
    ۱۱۰. ↑ مصاحبه با آیت‌الله سبط‌احمدی، ۱۳۹۶/۱۲/۲۲.
    ۱۱۱. ↑ شریف رازی، محمد، گنجینه دانشمندان، ج۵.
    ۱۱۲. ↑ مصاحبه با آیت‌الله تهجدی، ۱۳۹۷/۰۱/۰۹.

    منبع
    [ویرایش]

    گروه پژوهشی ویکی‌فق

    http://savehsed1304.blogfa.com/

    http://wikifeqh.ir/%D8%A8%D8%A7%D

دیدگاه خود را به ما بگویید.