بایگانی برای جولای, 2014

تقدیر کانون جوشقانیان از زحمات دهیارسابق (آقای مهندس غلامرضاولدخانی)

بدون نظر

جناب آقای مهندس غلامرضاولدخانی 

باسلام وعرض تبریک عید سعید فطر ،بدینوسیله اعضای کانون جوشقانیان 

از تــلاش  وزحــمات بی دریغ و صــادقانه  حضرتـــعالی در مدت تصدی

مســـؤلیت دهــیاری جوشقان تقدیر وتشـــکر می نماید. 

 درآینده  کانون جوشقانیان  بتواند ازظرفیت شما جهت پیشبرد برنامه های خودجهت آبادانی وپیشرفت روستای جوشقان ساوه با همیاری وهمدلی اهالی واعضای شورا ودهیاری استفاده نماید .

موفق وسلامت باشید .

اعضای کانون توسعه پایدار جوشقان ساوه


تقدیر شورای اسلامی جوشقان ساوه از زحمات دهیار سابق(آقای مهندس غلامرضا ولدخانی)

بدون نظر

                                                                                                                          mail.google

بسمه تعالی                                                                          

جناب آقای مهندس غلامرضا ولدخانی

 باسلام وعرض تبریک عید سعید فطر ،بدینوسیله به نمایندگی از اهالی شریف وبا مرام

جوشــقان از تــلاش ها وزحــمات بی دریغ،صــادقانه وفراوان حضرتـــعالی در مدت تصدی

مســـؤلیت دهــیاری جوشقان تقدیر وتشـــکر می نمایم .اکنون که به دلیل مشغله زیاد

وپرداختن به امــور باغــداری مکانیزه که کـــلاس آموزشی وخدمت شایسته دیکری برای

منطقه وروستا می بــاشد  ونیز به نیت استفاده از دیگر نیروهای موجود  در روستا ،این

مسؤلیت وسنگر خدمت را به فرد دیگری می سپارید از خدای بزرگ برای شما که منشأ

خدمــــات ارزنده ای بودید سلامتی و توفیق روز افزون خواهانم .قطعا” خدمات شما وپدر

بزرگـــوارتان مرحوم حاج شیخ احــــمد ولــد خانی (اسطوره خدمتگذاری به مردم منطقه

وروستا) هیچ گاه از یادها محو نخواهد شد.امیداست مارا از نظرات سازنده خویش جهت

خدمت به مردم بیش از پیش بهره مند سازید.

                   با احترام فراوان محمد رضا خلجی رییس شورای اسلامی جوشقان


مهندس غلامرضاولدخانی ازقبول مسئولیت دهیاری روستای جوشقان خودداری نمود

بدون نظر

بنا به گزارش شورای اسلامی روستای جوشقان ساوه آقای مهندس غلامرضا ولدخانی بعلت مشکلات ومشغله فراوان ازقبول مسئولیت دهیاری روستای جوشقان ساوه خودداری نمودند.

 

mail.google

 

 

 مدیریت سایت ستارگان جوشقان ساوه از زحمات وتلاش چندین ساله آقای مهندس غلامرضا ولدخانی در دوران تصدی مسئولیت دهیاری روستای جوشقان ساوه تشکر وقدردانی می نماید، برای ایشان آرزوی سلامتی وبهروزی نموده وامیدواریم   ایشان با  ارائه نظرات کارشناسی وهمیاری با  اعضای شورای اسلامی ودهیارجدید  شاهد پیشرفت وهمدلی در روستای جوشقان ساوه باشیم .

ارادتمند : محمدشریعت بهادری 


مراسم درمسجد محمدرسول ا…..(ص) جوشقان ساوه

۱ نظر

در آخرین شب ماه مبارک رمضان  با حضور اهالی متدین روستای جوشقان ساوه بعد از نماز مغرب ،عشا که به امام جماعت حجت الاسلام حاج محسن مجد برگزار گردید . سرگرد رنجبر فرمانده حوزه شهیدچمران غرق آباد در مورد مسائل روز  سخنرانی نمودند.


روزقدس ۹۳ درروستای جوشقان ساوه(تصاویرارسالی توسط علی ولدخانی وخانم ملک لو)

بدون نظر

311 312 314 316 318 319 320 321 322 315


کودکان درغزه

بدون نظر

 download (3)

  download (4)

 

 


مناجات کاسب ها

بدون نظر

مناجات کاسب ها

نوشته آقای علی اکبرقلیچ خانی

مادرم دیالیزی است. هفته ای سه بار می رود زیر دستگاه، هر بار هم سه ساعت. از سر بیماری قندش کارش به اینجا کشیده . شنبه هاش با من است . در خدمتشم ، می رویم و برمیگردیم. دیالیز برای کسانی است که کلیه شان بر اثر بیماری کارکرد خود را از دست داده است . کلیه ای که اندازه یک مشت است و من و تو شاید اصلا ندانیم کجای بدن است و چه میکند را به جایش دستگاهی ساخته اند به قد یک و نیم متر. یک سوزن می زنند به بیمارکه خون از آن وارد دستگاه شود و یک سوزن هم که خون تصفیه شده از دستگاه به بدن برگردد، آن هم نه مثل کلیه که چیزهای لازم را برداشت می‌کند. بیشتر بیمارها هم سن و سالهای مادرم ، چند سالی بزرگتر ویا کوچکتر. همه شان هم تقریبا هفته ای دو یا سه جلسه را می‌آیند . بعضی از بیمارها بیشتر از بچه هاشان پرستار و سایر بیماران را می بینند. جوان هم بین شان هست . مثلا دختر و پسر دیالیزی هستند که همین جا با هم آشنا شدند و ازدواج کرده اند. زن و شوهر دیالیزی.

خدا به همه بیماران سلامتی عنایت کند. آن جا آدم قدر بدن سالم را کاملا حس میکند نعمتی که داریم و نمی دانیم چقدر می ارزد. عضوعضو بدن هر یک نعمت بزرگی است که فقدان و ضعف اش را نمی توان به همین راحتی پوشش داد. تا سالم است کافریم بهش، وقتی که از دستش دادیم و زیر دست این و آن افتادیم قدرش می دانیم.

بعضی از قسمت های بیمارستان مثل اتاق عمل ، پشت درش خیلی فضای ماه مبارک را دارد . حداقل در بیمارستان بقیه الله که اینچنین است . همه روزه اش پر از دعا و مناجات است. به ماه مبارک و شعبان و رجب و محرم هم ربطی ندارد . همه روز و شبهاش شبیه شبهای قدر است در این جا خدا خیلی نزدیک و قادر و توانمند است ومردم به شدت ازش می خواهند که از قدرتش برای آنها استفاده کند تقدیرشان را طوری رقم بزند که می خواهند . آن جا همه با تمام وجود قائلند که خدا همه کاره خلقت است و این ها بندگان ضعیفی بیش نیستند. با کمی رژ و موی رنگ کرده و یا چادر چاقچول سفت و محکم ، همه دارند بندگی می کنند. التماس شان چند تا نفس بیشتر عزیزشان در اتاق عمل است تا یکبار دیگر زنده ببینندش، یکبار دیگر کنارشان باشد و از این حرفها، آنجا هر که هست و منتظر است با کتاب دعا و قرآن است . به التماس و تضرع با خدا مناجات می کند . کسی با کار دیگری کار ندارد، گیر نمی دهد. نهایت مکالمه شان با هم امیدواری دادن و دعا کردن است برای هم. همه شاید از دل هم و بیمارهم خبر نداشته باشند ولی در حس نیازشان به خدا مشترک اند. فضاش با قبرستان خیلی فرق می کند آنجا عزیز از دست داده ها شاید کفر بگویند، با خدا دعوا داشته باشند، باهاش ناراحتی کنند که چرا عزیزمان رفت ولی بیمارستان بوی بندگی دارد. عزیزشان هست، خدا هم هست و این ها حلقه وصل ، که عزیزشان پیش‌شان بماند.

التماس با منظور، توحید مشروط ، هدف دعاها خدا نیست نیازهاست. خدا وسیله ای برای رسیدن به آرزوهاست. جایی پایین تر از الوهیت اش.

بعضی موقع ها که به این بخش ها سر میزنم دلم می ماند، بغضم می گیرد، همذات پنداری ام گل می کند با منتظران پشت اتاق عمل و من هم دعا می کنم که مریض شان سلامتی یابد ولی پیش خودم می گویم اگر تقدیر خلاف خواسته این ها باشد چه می کنند؟ بنده می مانند یا عصیان ؟ من اگر باشم چه می کنم؟ وقت دعا و یا کاربرد دعا برای این است ؟ خدا را به چه پیش زمینه ای قبول دارم؟ من و خدا رابطه مان چطور است؟ چطوری باید باشد؟ این موقع ها آدم باید چکار کند؟ چه بخواهد؟ بعدش چه؟ قبل این که کارم به اینجا ها بکشد چطور باشم؟ عزیز من مهمتر است یا تقدیر خدا؟ یا حتی نسبت من و خدا؟ تا کی به بیماری، به فقر ، به کالا بپرستمش؟

بیمارستان را دوست دارم برای همین سئوالهاش و مادرم همیشه برای من خیر داشته واسطه خوب فیض خدا. خدایا شکرت که هست. اینجا در همین بیمارستان ، لمس کردم عضوهای بدنم خیلی مهم اند حتی یک مویش هم اگر درست درنیاید می تواند از پا بیاندازدم چه برسد به دیگر اعضا.

و مهم تر تجربه کردن و دیدن خدای بیمارستانی، خدای اورژانسی ، او همه جا جلوه خود را دارد ، خیلی هاش را ندیده و نمی دانم ، قبل ترها خدای کنکوری را دیده بودم ، خدای خواستگاری را ، خدای کارپیدا کردن را، خدای پیروز شدن را، خدای بی پولی را ، خدای بچه دار شدن را. نقطه های نیاز زندگی، ولی خدای بیمارستان جور دیگری است .

همه جای زندگی، وقتی نیاز، هر نیازی گل می کند و کارد را به استخوان می رساند و به استخوان که نزدیکتر می شود و کمی بهش می ساید صدای خدا خدای بیشتری می دهد وچه خدا خدایی. خدایی که ربط به نیازهام دارد.

نیازها خوبند که باشند ، نیازمند تر خداشناس تر.

ماه خوبی است گرسنه ایم و تشنه و به همین قدر نیاز را می فهمیم .

کمی دور تر از سفره افطار خبرهایی هست من که بعد افطار چنان سنگین می افتم که انگار به مقصد رسیده ام جلوتراز سفره را دگر حال رفتن نیست.

جنس خلقت ما نیاز مندی است ، اینطور خلق شده ایم کاملا وابسته. خیلی وقتها نه به رویمان می آورد و نه می خواهد که بدانیم که او هست. و ما هم راحتیم با این ندانی ها. سیر هستیم، سیرابیم و تشنگی و گشنگی نمی دانیم که چیست ولی هستند.

ته لیوانی را که بیرون می ریزم شاید کمی دورتر برای پدری اوج طلب ماندن کودک تشنه و بی آب اش است.

مثل خیلی چیزها که هست و ما نمی دانیم که هست و مبتلاش نیستیم ، همین سلامتی.

آن که دوپایش قطع است آرزوی یک پا را می کشد آن که دو چشمش نابیناست بینایی یک چشمش اوج خواسته هاش است ، آن که عزیزش کنارش نشسته یعنی آرزویش کنارش نشسته ، بیرون ریز سفره ما برای بعضی نان شب آبرومندی است.

همین چیزهایی که بودنش عادت ما شده شاید همین چند نفس بعد تر بشوند اوج آرزو و بندگی ما. این را پشت در اتاق عمل می بینی ، اورژانس اش، غسالخانه ها، همه دارند همین را داد می زنند.

چند دقیقه قبل که، الان من و توست ، روزی آرزو می شود. مرز عادت و آرزو خیلی بهم چسبیده.

و چقدر بد است که آدم بنده ابزاری باشد، بنده بیمارستانی، بنده کنکوری، بنده بی پولی….

دنیایی از عجز و ناتوانی کنار هم جمع شده و شده بدن ، شده خانواده، شده هر چه که به آن خوشیم . و این همه فقیریم و بی اطلاع . این همه نیازمند و بی خیال. این همه ربط مطلق.

از خدا که مشروط عبادتش کرده ام، مناجاتش کرده ام عذرخواهم.

خدایا تو خودت عزیزی، فراتر از هر عضو و نیاز و خواسته های من .

تو همان خدای سلامتی من هستی ، تو همان خدای نزدیک من ، که من نتوانسته ام حس ات کنم ، وقتی که به دستم ،به پایم، به صورتم ،به دست مادرم، پای پدرم دست کشیدم، ندیدمت.

عبادت مشرکانه مرا ببخش، مناجات طلبکارانه مرا عفو کن.

از این که خلقت تو را فقط در دنیا دیده ام و خواسته ام ، هیچ حرفی ندارم که بگویم.

هرجایی که میروم که بهتربگویم تو می فرستی ام خبر بزرگی را داد می زند… انتم الفقراء


خواص شگفت انگیز آب لیمو

بدون نظر

 

به نقل از پورتال ساوه

لیمو برای درمان بسیاری از بیماری‌ها مفید است و سال‌هاست که انسان‌ها در هنگام بیماری و برای درمان از لیمو و آب لیمو استفاده می‌کنند.

لیمو دارای بسیاری از خواص است و قرن‌هاست که به عنوان میوه درمانگر برای سلامتی شناخته شده و برای جلوگیری از بیماری استفاده می‌شود؛ لیمو و آب لیمو برای دستگاه گوارش و کبد، سم‌زدایی از بدن، لاغری و ضد ویروس بودن بسیار مفید است و به دلیل ویتامین C بالایی که دارد موجب تحریک سیستم ایمنی بدن می‌شود.

لیمو غنی از ویتامین C، اسید سیتریک و فلاونوئیدهاست؛ ضمن اینکه خواص هیدراتی و مرطوب کننده دارد و به غذا طعم خوبی می‌دهد.

یبوست:
 

لیمو دارای اسید فولیک است که برای گوارش مفید است؛ آب لیمو یبوست را از بین می‌برد؛ اگر لیمو با معده خالی خورده شود، کبد را پاکسازی می‌کند و برای هضم غذا مناسب است.

سوزاندن کالری:

لیمو به سوزاندن کالری کمک می‌کند در واقع هر ۱۰۰ گرم آن ۱۹ کالری می‌سوزاند؛ می‌توان آب لیمو را جایگزین آب میوه‌ها و نوشابه‌هایی که سرشار از قند و کالری هستند کرد.

مهارکننده اشتها:

لیمو به دلیل پکتین و فیبری که دارد جلوی اشتها را می‌گیرد و قند خون را تثبیت می‌کند.

خواص سم‌زدایی:

لیمو سیستم گوارش را پاکسازی می‌کند، ادرارآور است و باعث تحریک فعالیت کلیه می‌شود که در نتیجه موجب سم زدایی می‌شود.

بوی بد دهان:

لیمو کمک می‌کند نفس تازه شود و همچنین برای از بین بردن دندان درد و التهاب لثه مفید است؛ اسید سیتریک لیمو باعث تضعیف مینای دندان می‌شود که باید پس از خوردن لیمو دندان‌ها را مسواک زد.

پاکسازی پوست:

به دلیل سم‌زدایی و ادرار آور بودن آن، پوست را سالم و درخشان می‌کند و به علت قلیایی بودن، برخی از باکتری‌هایی که موجب آکنه یا دیگر مشکلات پوستی می‌شوند را از بین می‌برد؛ لیمو به دلیل داشتن ویتامین C و سایر آنتی اکسیدان‌ها، چین و چروک‌ها را از بین می‌برد و با رادیکال‌های آزاد که موجب پیری پوست می‌شوند مبارزه می‌کند.

آب لیمو:

یک لیموی نصفه یا کامل را در یک تنگ آب نیمه گرم فشار دهید تا آب لیمو با آب تنگ مخلوط شود؛ صبح ناشتا یک لیوان از این مخلوط را ۱۵ تا ۲۰ دقیقه قبل از صبحانه می‌توان خورد.

دمای آب لیمو باید با دمای اتاق یکی باشد چون اگر سرد باشد به سیستم بدن شوک وارد می‌کند و تمام مزایای آن از بین می‌رود.